چيز دو نوع آفريديم شايد شما يادآور شويد » .
« و زمين را نهاديم براى انام » همه آفريدهها و گفتهاند انام جاندارانند « نخلهاى غنچهدار » يعنى نهانست در ليف و سعف و ظرف غنچه كه همه سودمندند مانند خود خرما « ريحان » گل بوئيدنى يا روزى خوردنى از اينكه گويند : بيرون شدم بجويم ريحان اللَّه را يعنى روزى خدا را و از امام رضا عليه السّلام است كه «
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ
» يعنى زمين را براى مردم نهاد . و « در آن ميوه است و نخل غنچهدار » كه خرما در آن بزرگ شود و برآيد و فرمود : حب : گندم است و جو و هر دانه ، و عصف انجير است و ريحان آنچه از آن بخورند .
« پس بكدام از نعمتهاى پروردگارتان ناسپاسى كنيد » خطاب با جن و انس است و در حديث است كه در باطن خطاب بدوتاى اولى است ( ابى بكر و عمر ) و مقصود اينست كه بكدام از دو نعمت ناسپاسيد ، بمحمد يا على ، و در خبر ديگر به پيغمبر يا وصىّ .
« و از زمين بمانند آنها » طبرسى در ( ج 10 ص 130 ) مجمع گفته : يعنى زمين در شماره چون آسمانها است نه در كيفيت زيرا وصف آسمان مخالف وصف زمين است ، و در قرآن آيهاى نيست كه دلالت كند زمين هم مانند آسمان هفت است جز اين آيه « 1 » و خلافى نيست در اينكه آسمانها بر زبر يك ديگرند ولى زمينها را برخى گويند بر زبر يك ديگرند چون آسمانها زيرا اگر تو پر باشند يك زمينند ، و هر زمين خلقى باشند كه آنها را خدا چنانچه خواسته آفريد .
و ابو صالح از ابن عباس روايت كرده كه هفت زمين بر زبر هم نيستند ، درياها
هامش
( 1 ) آيه ظهورى ندارد كه زمين هفت است زيرا مثل همانند در ماهيت است و اين معنا در اينجا مقصود نيست و منظور همانندى در وصفى است و چنانچه آن وصف ممكن است شماره باشد ممكن است همان وصف مخلوقيت باشد و منظور اين باشد كه زمين هم مانند آسمانها آفريده خداست و اگر ذهن از متعارف خالى شود شايد اين معنا اظهر از مانندى در شماره باشد ( شرح مترجم ) .