«
ذاتِ الصَّدْعِ
» يعنى شكاف بردار ببر آمدن گياه و چشمهسار « آيا ننگريد كه شتر چگونه آفريده شده » كه دليل كمال قدرت و حسن تدبير خداست كه بارهاى سنگين را بسرزمينهاى دور ميكشد و با بزرگى خود فرمانبردار است براى مهار دارش ، هر گياه را مىخورد و تا ده روز تاب تشنگى دارد تا بتواند بيابانهاى دور را پيمايد و سودهاى ديگر هم دارد ، و خصوص آن را ياد آورده براى آنكه عجبتر چيزيست كه عرب داشته از نوع شتر .
و گفتهاند مقصود از آن ابر است « و به آسمان كه چگونه بالا برده شده » بىستون و پايه « و بكوهها كه چگونه وادار شدند » محكم و پايدار و از اين رو بدان منحرف نشوند . . .
[ روايات ]
- در احتجاج ( 193 ) : از هشام بن حكم كه زنديق در پرسش خود از امام ششم عليه السّلام گفت : روز پيش از شب است ؟ فرمود : آرى روز پيش از شب آفريده شده و خورشيد پيش از ماه ، و زمين پيش از آسمان ، زمين بر ماهى است ، ماهى در آب آب در صخرهاى تهى ، صخره بر شانه فرشته ، فرشته بر ثرى ، ثرى بر باد ، باد بر هواء كه قدرتش نگهدار است ، و زير باد نازاد جز هواء نباشد و ظلمات ، پس از آن نه تنگى است ، نه گشادى و نه چيزى كه تو هم شود .
سپس كرسى را آفريد و آسمانها و زمين را در درونش جا داد ، كرسى از هر چه آفريده بزرگتر بود ، سپس عرش را آفريد بزرگتر از كرسى .
2 - تفسير على بن ابراهيم بسندى تا يكى اصحاب كه از امام ششم پرسيده شد كه زمين بر چيست ؟ فرمود : بر ماهى ، گفتند ماهى بر چيست ، فرمود : بر آب ، آب بر چيست ؟ فرمود : بر ثرى . ثرى بر چيست ؟ فرمود : دانش دانشمندان در اينجا پايان يابد و از آن نگذرد .
3 - و از همان ( 418 ) : بسندى از ابان بن تغلب كه پرسيدم از امام ششم عليه السّلام را كه زمين بر چه است ؟ فرمود : بر ماهى گفتم ماهى ؟ فرمود : بر آب گفتم آب بر چى است ؟ فرمود : بر صخره گفتم : صخره بر چيست ؟ فرمود : بر شاخ نرّه گاوى املس