و بايد شماره اين نعمتها را در شماره اشخاص و جانوران ضرب كرد به اندازه نامتناهى و از آن پس چون وجود زيد وابسته به پدر و مادر است هر نعمت بر آنها و معاصرانشان و پدران آنها نعمت بر او است و همه اين شمارههاى بىپايان را در شماره بىپايان بارهاى ناپايان در هم ضرب كنيم و بپردازيم به همه اعصار گذشته تا آدم و حوا و ضرب كنيم هر كدام از اين مراتب را در مراتب حاصله پيش و اين حساب از گنجايش علم بشر بيرونست .
و اگر همه حسابرسان جن و انس جمع شوند بررسى به حساب يك مرتبه را هم نتوانند ، با اينكه هر قطره دريا و هر ذره هوا و زمين نعمت بر هر شخص باشند ، منزه است خدائى كه حساب يك شعبه از نعمت بىپايانش را جز خودش نداند ، سپاس بر او بشمار هر نعمت كه بما و ديگران داده است .
« راستى كه انسان ستمكار است » بر نعمت و بر خود و بسيار ناسپاس است .
« از هر چيز سنجيده » بترازوى حكمت و به اندازه نياز چون سنجش وسيله شناخت اندازه است ، و هر چيزى از نعمت و سود وزن و اندازه دارد و مقدارى از عناصر و اثر خورشيد و اختران در آن معلوم است .
و تناسب در زيبائى و لطافت دارد ، و گفتهاند مقصود چيزهائيست كه وزن شوند مانند طلا ، مس و نقره و جز آن .
« و نهاديم براتان در آن » زمين و كوهها ، و موزونها « معايش » اسباب زندگى « و براى آنها كه شما رازقشان نباشيد » از عيال و بنده و خدمتكار كه روزى ده حقيقى آنها خدا است نه پدران ، و آقايان و مخدومان ، و به حكم تغليب انعام و جانوران و پرندهها در آن واردند چون قول خدا « هيچ جنبنده نيست جز روزيش بر خدا است « بروياند بدان براتان زراعت » كه غذاء اصلى است « و زيتون » كه ميوه است و غذا هم هست چون روغن بسيار دارد « و نخل و انگور » كه بهترين ميوه هستند ، « و از همه ميوهها » .
ديگر زمخشرى گفته : و « من » آورد و نفرمود : همه ميوهها چون همه ميوهها جز
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٨