پيوسته چنين است تا بالغ شود و اگر پسر است ، مو در رويش برويد و اين نشانه نر است و عزت مرد كه بدان از كودكى و شباهت زنان بدر آيد ، و اگر دختر است رويش ساده ماند تا خرم و زيبا باشد و مرد را بكشد بدان چه در آن نژاد و بقاء نوع است .
عبرت گير اى مفضل از آنچه آدمى در اين دورههاى مختلف بدان تدبير شود آيا ممكن است خود به خود باشد ؟ نبينى اگر آن خون در رحم به دو روان نشود پژمرده شود و خشكيده گردد چون گياهى كه آب ندارد ، و اگر درد زادن او را بهيجان نيارد چون زنده بگور باشد ، اگر پس از نزادن شير مناسب او نباشد از گرسنگى بميرد يا غذاى ناباب خورد كه پرورده نشود ، اگر در وقت دندانهايش نرويد نتواند غذا را بجود و قورت دهد ، و اگر هميشه شيرخور ماند تنش نيرو نگيرد و بكارى نخورد ، و بايد هميشه مادر به او مشغول باشد و به فرزند ديگر نرسد ؟ و اگر بموقع مو در رويش نرويد بژست كودكان و زنان بماند و جلال و وقارى نيابد .
مفضل گويد : گفتم : اى مولايم ، من كسى را ديدم كه تا پيرى بىمو مانده و رويش مو بر نياورده ، فرمود : اين براى سزاى كردار آنها است و خدا هيچ ستمكار نيست به بندهها ، كيست آنكه بپايد كودك را تا او را برساند به همه اين مقاصد جز آنكه او را از نبود آفريده ، و صلاح او را پس از بودن به عهده خود گرفته ، اگر بيخدا و خود به خود چنين تدبيرى ميشد ، بايد عمد و تقدير خطاء و نشدنى بيارند ، زيرا هر دو ضد خود به خود و اهمالند . و اين گفته ياوهايست از گويندهاش ، زيرا مهمل درست ببار نيارد و تضاد نظم نتراود ، خدا برتر است به خوبى از آنچه بيدينان گويند .
اگر نوزاد با فهم و خرد از مادر ميزائيد ، جهان را ناشناس درمييافت و سرگردان و گيج ميشد كه يكباره ابن همه ناشناخته ديده از اشكال جهان و بهائم و پرنده و جز آن كه ساعت بساعت و روز بروز نگردد و از اينجا عبرت گير كه چون بچه چيز فهمى را اسير گيرند گيج شود و به زودى زبان ديگرى نياموزد و ادب ياد نگيرد چنانچه طفل خرد سال نفهم .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣٢