و اگر مىفهميدند قضاوت نمىكردند كه فلان چيز سودى ندارد براى اينكه نفهمند و ندانند ، و هر چه منكران ندانند عارفان دانند و بسيارى را هم علم مخلوق بدان نرسد و علم خالق بدان احاطه دارد ، جل قدسه و علت كلمته .
و آب دهان كودكان هم كه روانست رطوبتى است كه اگر در تن آنها بماند آفات بزرگى شود چنانچه از غلبه رطوبت بينى كه بله و ديوانگى و حواسپرتى و جز آن از بيماريهاى نابود كن پديد گردند مانند فلج و لقوه و مانند آنها ، و خدا آن رطوبت را از دهانهاشان در خردسالى روان كند براى تندرستى آنها در سالمندى و خدا تفضل كرده به آنها كه آفريده بدان چه ندانند ، و مصلحت بينى كرده براى آنها بدان چه نشناسند ، و اگر نعمتهاى خود را كه بدانها داده مىفهميدند مانع آنها بود از اينكه بدنبال نافرمانى او افتند ، منزه باد كه چه و الا نعمت است ، و بر مستحقانش و جز آنها از مردم بخشنده
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً
. گويم : البته شرحش و تمامش در كتاب توحيد گذشت .
100 - در علل ( ج 2 ص 272 ) : بسندى از مفضل بن عمر كه پرسيدم از امام ششم كه كودك بى خود ميخندد ، و بى مورد ميگريد ، فرمود : اى مفضل هيچ كودكى نباشد جز اينكه امام را بيند و با او راز گويد ، گريهاش براى اين است كه امام از او نهان شود ، و خندهاش براى آنكه پيش او آيد ، تا چون زبان باز كند ، اين در به روى بسته شود و دلش آن را فراموش كند .
بيان : ظاهر خبر دور از باور نيست با آنكه صحيح باشد ، و بسا مقصود از ديدن امام و رازگوئيش توجه او و شفاعت و لطفش باشد و دعايش براى كودك زيرا آنها در عوالم تصرفى دارند كه عقل بدان نرسد .
101 - در توحيد : بسندش از ابن عمر كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : كودكان خود را براى گريستن آنها نزنيد زيرا تا چهار ماه گواهى بر يگانگى خدا است و چهار ماه صلوات بر پيغمبر و آلش و چهار ماه دعا براى پدر و مادرش .
بيان : بسا مقصود از اين خبر ضعيف اين است كه ثواب اين ذكرها و دعاها