رنج و درد از عبادت كم يا بيش تصور نشود ، و كمتر بودن اوصاف ديگر در باره پيغمبران پذيرفته نيست .
و بسا براى برترى انبياء تمسك كردند باينكه فرشتهها را خرديست بىشهوت بهائم را شهوتى است بيخرد و انسان هر دو را دارد ، و اگر شهوتش را بر عقلش ترجيح دهد پستتر از بهائم شود و اگر عقلش را بر شهوت ، بالاتر از فرشته بايدش بود ، و اين هم بدان چه گذشت برگردد و تقرير درستش اينست كه كافر با قدرت تعمدا كاستى را بر درستى ترجيح داده و هر كه چنين كند گمراهتر و پستتر باشد از آنچه بدون قدرت كاستى را ترجيح داده و بايد آنكه با تمكن كمال را بر كاستى ترجيح داده است افضل و اكمل باشد .
و اما تمسك بقول خدا تعالى
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
باعتبار اينكه تكريم مطلق براى جنسى مشعر است به برترى آن ، سست است زيرا تكريم مايه برترى نميشود خصوص با وجود اينكه دنبالش فرمود
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا
كه اشاره دارد ببرترى نداشتن بر قليل و آن هم باجماع جز فرشته نيست با اينكه آنها را عباد مكرمون وصف كرده .
سپس گفته : مخالفان هم چند دليل عقلى و نقلى آوردند .
چون قول خدا تعالى « و براى خدا سجده كند هر چه در آسمانها و در زمين است از جانور و فرشته و آنان تكبر نورزند و از پروردگار خود بترسند بر فراز خود و انجام دهند آنچه فرمان يابند ، 49 - النحل » مخصوص كرد فرشتهها را بتواضع و ترك تكبر در سجود و اين اشاره است باينكه ديگران چنين نباشند و دچار تكبرند و خوف و فرمانبرى آنها را پيوسته دانسته و اجتناب از گناهان را .
و چون قول خدا تعالى « آنان كه در بر اويند از عبادتش تكبر نورزند و خسته نشوند تسبيحش گويند شب و روز وانگيرند 19 - 20 - الأنبياء » آنها را بقرب و شرف و تواضع و مواظبت بر طاعت وصف كرده .
و چون قول خدا « بلكه بندگانى باشند ارجمند كه پيشى نگيرند به او در