و مفسر اين كه اشكال را به كلى بر طرف مىكند آيه ديگر است كه در آن گفته « و نميگويم براى آنان كه چشم گيرند براى شما خدا به آنها خيرى نداده - 39 - هود » و ما ميدانيم كه اين مقامى ناستوده است كه در آنها بوده و در هر حال مقام خودش بالاتر و والاتر بوده بنا بر اين چرا نفى فرشته بودن از خودش چنين نباشد و لازم نيايد كه حالش كمتر از فرشته نباشد مانند نفى منزلت اين آيه و تمسك به اين آيه سست است جدّا و آنچه آورديم بس است و خدا ولىّ توفيق است - پايان - و هم در جواب مسائل رى خود - رضى اللَّه عنه - در همين حدود گفته است .
دوانى در شرح عقائد گفته : پيغمبران برتر از فرشتههاى آسمانند نزد بيشتر اشاعره و از فرشتههاى زمينى باتفاق همه و عوام آدميان مؤمن هم از عوام فرشتهها برترند ولى بعقيده معتزله و ابى عبد اللَّه حليمى و قاضى ابو بكر فرشتهها برترند ، و مقصود از برترى فزونى در ثوابست و اين براى آنست كه عبادت فرشتهها فطرت آنها است و منش آنها و رنجآور نيست بخلاف عبادت بشر كه مزاحم دارد و سختتر است و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده برتر كارها زيان آورتر آنها است يعنى رنج آورتر .
گويم : بنا بر اين توهمى كه شده دفع شود و آن اينست كه اهانت بفرشته كفر است و بيك مؤمن كفر نيست پس فرشته برتر است از مؤمن زيرا اين دليل شود كه فرشته بسبب كثرت نسبت با مبدأ در پاكى و كمى واسطه اشرف است نه اينكه افضل است بمعنى آنكه ثواب بيشتر دارد .
شارح مقاصد گفته : بيشتر اصحاب ما و شيعه معتقدند كه پيغمبران برترند از فرشتهها بر خلاف معتزله و قاضى و ابى عبد اللَّه حليمى و برخى اصحاب ما تصريح دارند كه عوام مؤمنان بشر برترند از عوام فرشتهها و خواص فرشتهها برترند از عوام بشر يعنى جز پيغمبران دليل ما چند وجه عقلى و نقلى است :
1 - خدا تعالى ملائكه را فرمان سجده بر آدم داد و حكيم افضل را به سجده بر ادنى واندارد ، و خود داراى ابليس و تكبرش و دست انداختن باينكه او بهتر از آدم است چه كه آدم از گل است و او از آتش دليل است كه مورد فرمان سجدهء بزرگداشت
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٨