تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
21 - در علل ( ج 2 ص 241 ) : بسندى تا يكى از دو امام كه خدا عزّ و جلّ ماهى را فرمود تا زمين را برداشت و هر شهرى روى يك پولك آن قرار گرفت ، و چون خدا خواهد آن شهر را بلرزاند ماهى را فرمايد تا آن پولك را بجنباند ، و اگر آن پولك بلند كند زمين بفرمان خدا وارو شود . در فقيه : بىسند از امام صادق عليه السّلام مانندش را آورده . بيان : صدوق - ره - پس از ذكر اين سه حديث گفته است در فقيه : زلزله بدين سه سبب واقع شود و اين اخبار اختلافى ندارند ( پايان ) ظاهر كلامش اينست كه زمين لرزه يك بار بسبب نخست است و يك بار بسبب دوم و يك بار بسبب سوم ، و بسا كه در هر زمين لرزه هر سه سبب موجود باشند ، و بسا كه علت دوم در زمين لرزه سراسريست چون زمين لرزه قيامت ، و سومى در آنجا كه بدنبالش فرو كشيدن و انقلاب و دگرگونى بزرگى در زمين بوجود آيد و خلاصه زمين لرزه‌اى بزرگ ، و سبب يكم در زلزله‌هاى اندك و جزئيست ، و مؤيد خبر يكم است كه بيشتر زمين لرزه‌ها از كوهها آغاز ميشوند و هر ده كه بكوه نزديكتر است لرزه آن سخت‌تر است . 22 - در كافى ( 356 - روضه ) : بسندى از تميم بن حاتم ، گفت : با امير المؤمنين عليه السّلام بوديم و زمين لرزيد و وى آن را ماليد و فرمود : آرام باش ، تو را چه مىشود ؟ وانگه بما رو كرد و فرمود : هلا اگر آن زمين لرزه بود كه خدا گفته البته پاسخ مرا ميداد ولى آن نيست . 24 - در علل ( ج 2 ص 242 ) : بسندى كه : تميم بن حذيم گفت : با على بوديم عليه السّلام كه ببصره رو كرديم در يك منزلى زمين لرزيد و على عليه السّلام بر آن دست زد و به او گفت : تو را چه شود ؟ وانگه بما رو كرد و پيغمبر فرمود : اگر آن زمين لرزه بود كه خدا عزّ و جلّ در كتابش گفته به من پاسخ ميداد ولى آن نيست . بيان : اين اشارتست كه مقصود از ( الانسان ) در سوره زلزال امير المؤمنين عليه السّلام است كه به زمين گويد : تو را چه شود ؟ و زمين به دو گزارش دهد چنانچه در علل ( ج 2