تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ص 243 ) از فاطمه عليها سلام است كه : در عهد ابى بكر زمين لرزه شد - و حديث را كشانده تا گفته : على عليه السّلام به آنها فرمود : گويا هراس كرديد از آنچه بينيد ، گفتند : چگونه نهراسيم و مانندش را هرگز نديديم ، فرمود دو لبش را جنبانيد و دست به زمين زد و فرمود : تو را چه شود ؟ آرام باش و آرام شد و فرمود : منم آن مردى كه خدا فرموده « چون زمين بلرزد به خود و بدر اندازد بارهايش را و آدمى گويد او را چه شده » منم آن آدمى كه به او گويم تو را چه شده « آن روز گزارش دهد » به من گزارش دهد ، و اينست معنى قول او كه اگر آن زمين لرزه بود كه خدا گفته در قرآنش يعنى در سورهء زلزال و آن زمين لرزه قيامت است به من پاسخ ميداد يعنى گزارش ميداد و با من سخن ميگفت ولى آن نيست يعني زلزله قيامت . 24 - در علل ( - 242 ) بسند گذشته از محمّد بن سليمان ديلمى كه پرسيدم از امام ششم عليه السّلام زلزله چيست ؟ فرمود آيتى است ، گفتم : سببش چيست ؟ فرمود خدا تبارك و تعالى بريشه‌هاى زمين فرشته‌اى گماشته و چون خواهد زمينى لرزد به او وحى كند كه فلان ريشه را بجنبان و او ريشه‌هاى آن زمين را بجنباند و اهل آن بجنبند . گويد : گفتم : چون چنين شود چه كنم ؟ فرمود : نماز كسوف را بخوان و چون تمام كردى به سجده افت و در آن بگو « اى آنكه نگهدارى آسمانها و زمين از اينكه از جا بكنند و اگر از جا بكنند ديگرى نتواند آنها را نگهدارد از آن پس و راستى او بردبار و آمرزنده است ، بازدار بدى را از ما كه بر هر چيز توانائى . در فقيه ، باسنادش مانندش آورده بيان : آيتى است يعنى نشانه خشم يا توانائى او است . . و در فقيه پس از غفورا گويد : اى كسى كه آسمان را نگهدارى تا بر زمين نيفتد بازدار . . . 25 - در كافى ( 255 - روضه ) : بسندش از امام ششم كه آن ماهى كه زمين را بدوش دارد در دل گفت : زمين را بنيروى خود بر ميدارم خدا عزّ و جلّ يك ماهى كمتر از شبر و بزرگتر از فتر ( ميانه سبابه و ابهام ) در بينى او فرستاد