مناسب نيست جز گفته شود كوههاى تگرگ در آن دريا است ، يا اينكه آب دريا بدين كوهها برخورد و يخ زند و تگرگ شود يا از آن تگرگ با خود به زير آورد و بنا بر باب تأويل كه فلسفه مآبان گشودند كار آسانست .
«
بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
» يعنى سيل آسا كه قطره ندارد يا بسيار كه وزن و شمارش را فرشتهها ندانند « اشاره نكنيد بباران و ماه نو » شايد مقصود اشاره بدانها است از روى مدح و تعجب چنانچه گويد وه چه خوب هلالى است وه چه خوب بارانيست ، يا اينكه با ديدن آنها سزاوار است بدعا پرداخت نه بدانها اشاره كرد چنانچه كمخردان كنند ، يا اينكه در دعا و توسل بدانها اشاره نكند بمانند مردمى كه گمان برند ماه نو و مانند آن در نظم جهان اثرى دارند و بدانها توسل جويند و توجه كنند و اين مقصود در ماه نو روشنتر است .
و مؤيد آنست آنچه در فقيه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود :
چون ماه شهر رمضان را ديدى بدان اشاره مكن ولى رو به قبله كن و دو دست بسوى خدا بردار و ماه نو را خطاب كن ( الخبر ) ، و گفتهاند مقصود اشاره با دل است و اعتقاد باثر بخشى آنها در عالم ، و گفتهاند جلوگيرى از اشاره به وضع پديد شدن آنها است و بيان آن كه بعقيده عاميان زيان دارد چنانچه نظير آن را گفتهاند در قول خدا « و بپرسندت از ماههاى نو بگو آنها براى وقت مردم باشند و وقت حج ، 19 - البقره » .
26 - در كافى ( 218 ) روضه ، بسندى مرفوع كه أمير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ پرسش از اينكه أبر كجا است ؟ فرمود : بر درختى بالاى تلّى كنار دريا كه در آن منزل كند ، و چون خدا عزّ و جلّ خواهد آن را بفرستد بادى فرستد تا آن را بر انگيزد ، و فرشتهها بدان گمارد تا او را با تازيانه آتشين بزنند و آن برق است و برآيد سپس اين آيه را خواند « و خدائى كه بفرستد بادها را تا برانگيزند أبر را و برانيم آن را تا بلدى مرده تا آخر آيه « 10 - الفاطر » و نام آن فرشته رعد است .