هوا معتدل باشد و هر كدام ضرر ديگرى را جلوگيرند و همه چيز خوب و استوار گردد .
اگر كسى گويد : چرا در هيچ كدام از آن دو نبايد هيچ زيانى نباشد گفته شود براى اينكه انسانى كمى آزار و درد كشد و از گناهان كناره كند ، و چنانچه آدمى در بيمارى نياز بداروهاى تلخ و بدمزه دارد تا طبعش بجا آيد و آنچه از او تباه شده به شود ، همچنان وقتى سركش و نارو شد نياز دارد بدان چه او را آزار كند تا دست از بدكارى بكشد ، و براى آنچه حظّ و رشد او است به خود آيد .
اگر پادشاهى خروارها طلا و نقره ميان مردم كشورش پخش كند نزد آنها بزرگ نشود و نامش بلند نگردد ؟ آيا اين برابر است با يك باران سيرابكننده كه بلاد را آباد سازد و غلات را بيفزايد بيش از خروارها طلا و نقره در همه اقاليم زمين .
آيا ندانى يك باران چه اندازه قدرش بزرگتر و نعمتش سترگتر است بر مردم و آنان از آن بىخبرند ، و بسا يك نياز كوچك از يكى آنها پس افتد و بغرّد و خشم كند براى چيزى زبون در برابر نعمتى بزرگ از نادانى و بىمعرفتى خود بينديش كه فرو ريزد به زمين از بالا تا آنچه برآمده و سطبر است فراگيرد ، و اگر از سوى ديگر مىآمد جاهاى بلند زمين را نميگرفت و زرع آن كم ميشد ، آيا نبينى آنچه از زمين به آبيارى كشت شود كمتر است از ديم .
بارانست كه همه زمين را بگيرد ، و بسا كه بيابانهاى پهناور دامنه كوهها را كشت كنند و خوار بار بسيار بدست آيد ، و بدان وسيله در بسيارى از بلاد رنج آب يارى از مردم بيفتد و نزاع و ستيزه در باره آب نكنند و نيرومندان آن را نبرند و ناتوانان محروم شوند .
و آنگه چون آن را روانه زمين كرد به آرامى قطرههائى چون ترشح نمودش تا به زمين فرو رود و آن را سيراب كند ، و اگرش يكباره فرو ميريخت به زمين فرو نميرفت و زراعت برپا شده را درهم خرد ميكرد ، و آرام نازل مىشود تا دانه و كاشته را بروياند و زمين و زراعت را رسته زنده سازد ، و باز هم در نزولش مصالح ديگريست
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢٨