تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
سپس وحى كند بباد خردش كن و آبش كن بمانند آب و آن را ببر بفلان جا و بدانها ببار تا چنين و چنان شود يك بار باشد يا چند بار و طبق فرمان ببارد بر آنها و قطره‌اى نيست جز آنكه فرشته‌اى با آنست تا آن را بجايش نهد ، و فرو نيايد از آسمان يك قطره باران جز با شمار و وزن معلوم جز در طوفان عهد نوح عليه السّلام كه آبى سيل آب فرو شد بىوزن و شمار . 25 - بسندى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه راستى خدا عزّ و جلّ أبر را غربالهاى باران ساخته ، آنها تگرگ را آب كنند تا بدان چه رسد زيانش نرساند ، و آنچه بنگريد در ابر از تگرگ و صاعقه عذاب خدا عزّ و جلّ است كه بدان گرفتار كند هر بنده‌اش را كه خواهد ، فرمود : اشاره بباران و ماه نو نكنيد كه خدا آن را بد دارد . در علل : بسندش از هارون بن مسلم مانندش آورده تا آنجا كه فرموده : پس براستى از آن آبى سيل‌آسا فرود آيد بىشمار و وزن . در قرب الاسناد ص ( 49 ) از هارون مانند آنست تا آخر خبر . بيان : « نخست باران » يعنى آغاز هر باريدن يا باران اول سال ، در علل است كه نخست بارانى كه بارد و آن مؤيد معنى دوم است « الكنّ » بكاف فتحه‌دار براى واداشتن گويند يعنى آن را بجو و بخواه و با كسره بمعنى نهانگاه است ساختمان باشد يا جز آن « به گمان من » در علل و قرب الاسناد اين جمله نيست و اگر هم باشد كلام راوى است يعنى بگمانم امام صادق عليه السّلام نام آسمان دنيا را برد . « سپس وحى كند بباد » در دو كتاب چنين است « سپس خدا وحى كند بابر كه آن را خرد كن و چون نمك آب كن » و اين روشن است ، و آخر خبر صريحا دلالت دارد كه آنچه از آسمان به زير آيد تگرگ است و چون خواهد آن را باران سازد بباد يا أبر فرمان دهد تا خردش كند و آبش كند . و آيه قرآن هم اين احتمال را دارد بلكه اين احتمال در آن روشنتر است زيرا ظاهر اينست كه ودق مفعول « ينزل » است ولى ذكر دريا در آغاز خبر با آن