مختلفه از آب و خاك دليل است بر اينكه فاعل مختارش ساخته و اثر طبع و خاصيت نيست ( پايان ) .
«
خَوْفاً وَ طَمَعاً
» زمخشرى گفته مفعول له نيستند چون شرط آن موجود نيست و حالند براى برق يا مخاطبين .
رازى در ( ج 5 ص 279 ) تفسيرش گفته : در اينكه خوفند و طمع چند وجه است .
1 - چون برق جهد ترس از فرو آمدن صاعقه است و طمع در فرو آمدن باران .
2 - باران مايه ترس مسافر است كه از آن زيان بيند و مايه ترس كسى كه خرما و كشمش در انبان دارد و ميترسد خيس و فاسد شوند و مايه طمع كسى است كه از آن سود برد .
3 - هر چه در دنيا بوجود آيد خوبست براى مردمى و بد است براى ديگران باران هم براى كسى كه بدان نياز دارد خوبست و براى كسى كه از آن زيان بيند بد است بحسب جا و زمان .
و بدان كه پديد شدن برق دليل شگفت آوريست بر قدرت خدا تعالى زيرا ابر تركيبى است از اجزاء آبى و هوائى و آب ضدّ آتش است و بروز ضد از ضد مخالف عقل است و بايد صانعى مختار آن را انجام كند .
اگر گفته شود : چرا گفته نشود كه باد در درون ابر جاگير شده و سرما بر برون آن چيره گرديده و يخ زده و باد آن را به سختى از هم ميدرد و از آن جنبش سخت برق ميجهد چون حركت عنيف گرماآور است .
جوابش اينست كه همه گفتههاى شما خلاف معقول است و بيان آن از چند وجه است .
يكم : اگر چنين بود لازم بود كه هر جا برق است رعد باشد كه آواز پاره شدن ابر است ، و معلوم است كه چنين نيست زيرا بسيار شده كه برق قوى جهيده بىرعد .