تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
خود آن . قول سوم : اينكه از ابر باران را فرود آرد و خدا ابر را آسمان ناميده چون عرب هر بالاى سر را سماء گويد مانند سقف خانه كه آن را سماء بيت گويند . سپس گفته : واحدى در كتاب بسيط از ابن عباس روايت كرده كه آب همان بارانست . من گويم : در جاى ديگر نزول باران را از ابر دانسته نه از آسمان گفته : بسا آدمى در قله كوه بلندى باشد و ابرى فروتر از آن بنگرد ، و چون از آن كوه به زير آيد بيند كه بر مردم باريده ، و چون اين امر به چشم ديده شود نزاع در آن بيهوده است ، و قطره‌اى باران فرو نيايد جز اينكه بهمراهش فرشته‌ايست ، و فلاسفه فرشته را طبع خود جسم دانند كه سبب فروشدنست ( پايان ) ( 000 ص 154 ) تفسير رازى . « و او است كه فرستد بادها را مژده » برخى نشر خواندند بنون ضمه‌دار يعنى پراكنده از هر سو ، و بعضى نشرا بنون فتحه‌دار بمعنى زندگى يا زنده كن « تا چون بردارد ابرى سنگين » رازى در ( ج 4 ص 355 ) تفسيرش گفته : يعنى ابرهاى پر باران و سنگينى را بردارند كه در هوا آويزانند چون خدا بحكمتش بادها را به سختى بجنباند و در آن فوائديست . 1 - تا پاره‌هاى ابر بهم بچسبند و در هم شوند و بارانزا گردند . 2 - بر اثر اين جنبش سخت بادها براست و چپ اين اجزاء آبى فرو نيايند و در هوا آويزان مانند تا قطره شوند . 3 - به اين بادها ابر جابجا شود تا برسد بدان جا كه خداوند نياز بباران دارند و از آن سود برند . 4 - گاهى بادها ابرها را از هم بپاشند و از ميان ببرند تا زيانى نرسد . 5 - اين بادها بسا كه زراعت و درخت را نيرو بخشند و نشو و نمو آنها را كامل سازند و آنها بادهاى آبستن كن باشند و گاهى نشو و نما را متوقف كنند چون