بادهاى پائيز .
6 - بسا اين بادها خوش و لذت بخش باشند و تن پرورد گاهى مهلك و نابود نابودكننده براى گرمى سخت آنها مانند بادهاى سموم يا بواسطه سرماى سخت .
7 - اين بادها گاهى شرقى باشند و گاهى غربى يا شمالى و جنوبى و اين ضابطه كلى آنها است نزد مردم و گر نه باد از هر سوى جهان وزد و انضباطى ندارد و منحصر به جهت خاصى نيست .
8 - باد گاهى از درون زمين برآيد چون كشتى سوار بيند كه دريا بخاطر بادها كه از آن برآيند ميجوشد و در اين صورت وزش بادها در سطح دريا سخت باشد و گاهى از بالا به زير آيند ، و اين اختلافها در بادها هم عجيب است و از سدّيست كه خدا باد را ميفرستد تا أبر آورد سپس ابر را پهن كند در آسمان هر گونه بخواهد و آنگاه درهاى آسمان را گشايد و آب بر أبر فرو آيد و پس از آن ابر ببارد .
چون اين را دانستى گوئيم : اختلاف اوصاف مذكوره بادها با اينكه طبيعت خود هوا يكى است و تأثير طبائع و اختران و افلاك يكى است دليل است بر اينكه اين أحوال حاصل نشوند جز بتدبير فاعل مختار سبحانه و تعالى سپس فرمود :
« رانديمش بشهرى مرده » يعنى برديم آن ابر را به جائى كه در آن گياه نبود و باران و سبزه نبود براى خاطر اينكه زنده شود و « اخرجنا به » برآورديم بدان آب « ميوهها را » پس خدا تعالى ميوه را از آب ميسازد ولى بسيارى از متكلمين گفتهاند : ميوه از آب برنيايد بلكه شيوه خدا است كه گياه و روئيدنى را بدنبال آميختن خاك و آب بيافريند .
جمهور حكماء گفتند مانعى نيست كه خدا نيرو و طبعى به آب سپرده باشد كه مايه پديد آمدن احوال مخصوصه باشد ، و متكلمين بر نادرستى اين گفته دليل آوردند كه طبع آب و خاك يكى است با اينكه ما مىبينم كه در يك روئيدنى تنها چند حال گوناگونست ، چون : انگور كه پوستش سرد و خشك ، و گوشت و آبش گرم و تر ، و هستهاش سرد و خشك است ، و پديد شدن جسمى با اين اوصاف
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٤