2 - اگر هوا نميگرديد و باد نمىآمد كشتى روان نميشد و كسى جز خدا بدان توانا نيست و اگر همه عالم جمع شوند كه باد را از شمال بجنوب برگردانند و بجريان آرند در صورتى كه هوا ساكن است نتوانند .
« ابر مسخّر ميان آسمان و زمين » آن را مسخّر خوانده به چند وجه .
يكم : طبع آب فرود آمدنست و ماندنش در هوا نياز بقدرتى دارد كه آن را بر خلاف طبعش نگهدارد .
دوم : اگر هميشه ابر باشد زيان دارد چون خورشيد را بپوشاند و پر ببارد و اگر هيچ نباشد هم ضرر دارد چون قحط شود و گياه نباشد .
سوم : ابر در يك جا نايستد و خدا تعالى بوسيله بادها آن را هر جا خواهد براند و اين هم خود تسخير آنست ( پايان ) .
«
لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
» بيضاوى در ( ج 1 ص 126 ) تفسيرش گفته : بينديشند در آن و به چشم خرد آن را بنگرند و خلاصه سخن در دلالت اين نشانهها بوجود خدا و يكتائيش اينست كه اينها امورى ممكن الوجودند و هر كدام با اينكه چند راه موجود شدن دارند بوجه مخصوصى يافت شدند ، مثلا ميشد آسمانها بيحركت باشند يا برخى آنها بيحركت باشند مانند زمين يا بر وارونه حركت كنند يا از جنوب بشمال بچرخند و يا اينكه اوج و حضيض نداشته باشند .
يا بدين صورتى كه هست نداشته باشند چون بسيطند و اجزاء برابر دارند ، و ناچار آفريننده توانا و حكيم و بىمعارضى آنها را طبق حكمت و خواست خود بدين نمط مخصوص آفريده ، زيرا اگر با او خداى ديگر بود و توانائى او را داشت :
اگر هر دو اثر ميكردند لازم ميشد اجتماع دو مؤثر تام در يك اثر و اگر يكى از آنها اثر ميكرد ترجيح بىمرجح ميشد و ناتوانى ديگرى منافي خدائى او بود ، و اگر با هم مخالف بودند يك ديگر را دفع و طرد ميكردند و موجودى نبود چنانچه خدا بدان اشاره كرده « اگر در آسمانها و زمين خدايانى جز خداى يگانه بودند تباه ميشدند ، 22 - الأنبياء » « و او است كه فرو آورده از آسمان آب » .