خدا كه تواند آب را در ابر نگهدارد چرا نتواند آن را در آسمان نگهدارد ، و آنكه گفته باران از بخار زمين است محال نگفته ولى اعتقاد بدان ممكن نيست مگر با نفى فاعل مختار و قول بقدم عالم و آن كفر است زيرا با عقيده به اينكه فاعل مختار قادر است بآفريدن جسم چگونه اعتقاد كنيم بدان چه آنها گفتهاند ( پايان ) .
( ولى با وجود دلائل قطعى كه از تجربههاى علمى بدست آمده ممكن است حصول علم عادى بدان چنانچه در آثار طبعى اسباب ديگر كه وجود يابند ( از پاورقى ص 349 ) .
«
فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ
» زمين را بوجود گياه زنده كند و اين زندگى مجازيست « و منتشر كند در آن از هر جنبنده » بيضاوى در ( ج 1 ص 126 ) تفسيرش گفته :
از فرود باران و بود شدن گياه و نشر جانوران در زمين دليل آورده و رازى در ( ج 2 ص 102 ) در باره تصرف بادها گفته : راه استدلال اينست كه آنها را رقيق و لطيف و گردش بردار آفريده ، و خدا آنها را چنان گرداند كه براى آدمى و جانوران سود بسيار دارند از چند راه .
1 - مايه نفس كشيدنست كه اگر يك ساعت از جانوران بريده شود بميرند ، از اين رو بيشتر از هر چيز در دسترس است و پس از آن آبست كه آن را بايد بر گرفت و نوشيد بخلاف هوا كه خود به خود نوش مىشود ، پس از آن نياز جدى بخوراك است ولى نه چون نياز به آب ، از اين رو بدست آوردن خوراك دشوارتر از آب است پس از خوراك نياز به معجونها و داروها است كه كم اتفاق افتد ، و از اين رو كميابند .
و بدنبال آن نياز بانواع جواهرات است از ياقوت و زبرجد كه نيازيست بسيار كم و از اين رو آنها بسيار كميابند ، و ثابت شد هر چه بيشتر مورد نياز است يافتنش آسانتر است و هر چه كمتر بدان نياز است يافتنش دشوارتر ، و اين نيست مگر از رحمت و حكمت خدا بر بندهها ، و چون نياز برحمت خدا بزرگترين نيازها است اميدواريم كه يافتن آن آسانتر از هر چيز باشد .