تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
امام فرمود : همانا شفق سرخى است و سپيدى شفق نيست . 4 - در كافى ( 00 ص 283 ) بسندش از امام دهم عليه السّلام فرمود : چو نيمه شب رسد يك سپيدى عمود مانند در ميان آسمان پديد گردد كه جهان را روشن كند يك ساعت بماند و برود و تاريك شود ، چون 3 / 1 شب بماند از سمت مشرق سپيدى پديد شود و دنيا را روشن كند و ساعتى بماند و برود و هنگام نماز شب رسد ، سپس پيش از سپيده تاريك گردد [ و آنگه سپيده بدمد ] كه صادق است از سوى مشرق و فرمود : هر كه خواهد نماز شب را از نيمه شب بخواند ميتواند . بيان : بسا مقصود از اين روشنى ظهور انوار معنويه است براى مقرّبان با گشودن درهاى آسمان رحمت و فرو آمدن فرشتگان چنانچه در روايات ديگر است و بسا روشنى ضعيفى است كه بيشتر اوقات بر بيشتر مردم پديدار شود ، و بديد عارفان آيد كه بنور خدا مينگرند چنانچه انبياء و اوصياء فرشته‌ها را بينند و ديگران نبينند . و بسا گفته‌اند : پديد شدن روشنى كنايه از فرود آمدن فرشته است كه نيمه شب به آسمان دنيا آيد و بنده‌ها را فرياد زند و دنيا به دو روشن گردد ، يعنى بنده‌ها بعبادت برخيزند ، و از عبادتشان نورى برآيد ، چنانچه در خبر است كه ميدرخشند براى أهل آسمان « سپس ميرود » چون پس از عبادت اندكى ميخوابند چنانچه در روش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم وارد است سپس در ثلث آخر شب برخيزند ، و سپيدى از سوى مشرق برآيد چون فرشته بدان سو گرايد « باز پيش از سپيده دم تاريك شود » زيرا باز اندكى بخوابند ، و خلاصه خبر متشابه است و علمش نزد أهل آسمانست اگر درست باشد . 5 - در خرائج ، از صفوان جمّال روايت شده كه در حيره بهمراه امام صادق عليه السّلام بودم ، ناگاه ربيع حاجب آمد و گفت : كه أمير المؤمنين را اجابت كن ، و درنگى نشد كه به آن حضرت باز گشت گفتم : زود برگشتى ، فرمود : او چيزى از من پرسيد ، تو از ربيع بپرس از آن ، صفوان گويد : من با ربيع ميانه خوبى داشتم