و تاريكى پهن گردد ، سپس بمشرق بازگردد و چون خورشيد برآيد با پر خود تاريكى را به مغرب راند تا آن را هنگام برآمدن خورشيد به مغرب رساند .
بيان : اين حديث از اخبار مشكله و از اسرار نهانست و شايد داستانيست براى بيان اينكه تاريكى كامل شب بدنبال نهانى شفق است و برعكس و همه اينها بقدرت خداوند دانا است .
و بسا خبر را تأويل كردند باينكه مقصود از حجاب و پرده ظلمانى همان سايه مخروطى زمين است ، و فرشته موكل به آن جان خورشيد است كه او را ميچرخاند و يك دست او خود خورشيد را جابجا مىكند و دست ديگرش سايه را جابجا مىكند و بازگشتش بمشرق برعكس آغاز است نظر بپرتو و سايه و نظر به بالاى زمين و زير زمين و پر كشيدنش كنايه از نشر پرتو است از يكسو و نشر تاريكى از سوى ديگر .
من گويم : در اين اخبار خموشى و رد علم آن به امام احوطى و اولى است .
2 - در كافى ( 000 ص 278 ) : بسندش تا يكى از اصحاب ما كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : وقت نماز مغرب آنگه است كه سرخى از مشرق برود ، ميدانى كه آن چگونه است ؟ گفتم : نه ، فرمود : براى آنست كه مشرق بالاگير است بر مغرب همچنين - و دست راستش را بالاى چپش برآورد چون خورشيد در آنجا فرو شود سرخى از آنجا برود .
بيان : در يك نسخه ( مظلّ ) بظاء نقطهدار است يعنى سايهانداز و در مقصود با مطلّ فرق ندارد و حاصل اينست كه مغرب معتبر براى نماز و افطار نهانى خورشيد و رفتن آثارش از افق مشرق است چه از سر ديوارها و كوهها و چه از كره بخار ، و سخن تمام در اين باره در كتاب صلاة آيد ان شاء اللَّه .
3 - در كافى ( 00 ص 280 ) : بسندش از عمران حلبى كه پرسيدم از امام ششم عليه السّلام نماز عشا كى لازم شود ؟ فرمود : چون شفق كه سرخى است نهان گردد ، عبيد اللَّه ، گفت « اصلحك اللَّه » پس از رفتن سرخى سپيدى شديد در پهناى افق ميماند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٧