18 درجه زير دائره افق است در همه جا و بر اثر اختلاف مطالع قوس انحطاط ساعت ميان سپيدهدم و برآمدن خورشيد و هم ميان غروب خورشيد و غروب شفق كم و بيش ميشوند .
علامه - ره - در كتاب المنتهى گفته : روشنى روز از پرتو خورشيد است ، و هر چه خودش تار باشد از خورشيد پرتو گيرد چون زمين و ماه و اجزاء پيوسته و جداى زمين ، و هر چه از خورشيد پرتو گيرد سايهاى از پس خود دارد ، و خدا بلطف حكمتش مقدّر كرده كه خورشيد گرد زمين بچرخد و چون زير زمين باشد سايه مخروطى زمين بالاى زمين باشد و هوائى كه در گرد اين مخروط پرتو گرفته پايان اين مخروط تاريك است ، ولى پرتوگيرى هوا سست است ، و هر چه دور تر باشد سستتر است و در ميان مخروط تاريكتر است .
و چون خورشيد در زير زمين بافق شرق نزديك شود ، مخروط سايه به بالاى سر كج شود ، و اجزاء پرتو دار كناره سايه بديدرس آيند و در نزديك صبح ديده شوند و بنا بر اين هر چه خورشيد بافق نزديكتر شود پرتو كنارههاى سايه ديدرستر و روشنتر گردد تا خورشيد برآيد ، و نخست بار كه پرتو نزديك بصبح ديده شود باريك و دراز است چون عمود و صبح كاذب نام دارد ، و مانند دم گرگ است ، در باريكى و درازى و سپيده نخستش نامند چون پيش از دومى است و كاذبش گويند چون هنوز افق تاريك است ، براى آنكه اگر راست بود بايد نزديكتر بخورشيد روشنتر باشد و ضعيف است و باريك و روى زمين در تاريكى خود است و اين پرتو فزايد تا پهن شود در كنار افق چون نيم دائره و آن سپيدهدم دوم و صادق است كه براستى صبح شده .
[ روايات ]
1 - در كافى ( ج 3 - ص 279 ) : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه خدا پردهاى از تاريكى در پهلوى مشرق آفريده و بدان فرشتهاى گماشته ، چون خورشيد فرو شود آن فرشته تا دو كف خود از آن تاريكى برگيرد و به مغرب آيد و بدنبال شفق باشد ، و خرده خرده از ميان دو كفش برآيد و بگذرد تا هنگامى كه شفق فرو شود