4 - تفسير على بن ابراهيم ( 554 ) « آنكه در درخت سبز براى شما آتش نهاده و ناگاه از آن برافروزيد » آن درخت مرخ است و عفار و در ناحيه بلاد مغربند و چون خواهند آتش افروزند از آن درخت بگيرند و شاخهاى بر آن سايند و آتش از آن افروزند .
فائده [ در بارهء عناصر أربعه ]
: مشهور ميان حكماء و متكلمين اينست كه عناصر چهارند آتش ، هوا آب و زمين چنانچه گواه از حس و تجربه دارد و با انديشه در تركيب و تحليل بدست آيد ، در ميان فلاسفه قديم در باره آنها اختلاف است برخى يك عنصر را اصل دانند و ديگران تراويده از آن و آن يكى بقولى آتش است و بقولى هواء و بقولى آب و بقولى خاك و بقولى آب و خاك هر دو ، و بقولى هواء و خاك ، و در قول ديگر آتش و هواء و خاك ، ولى آب همان هوا است كه در هم شده ، در برابر آن گفتهاند :
هواء ، آب و خاك ، و آتش همان هواء است كه داغ شده .
و اين اقوال همه نزد آنها ضعيف است ، و در اخبار گذشت كه اصل همه عناصر و افلاك آب است يا بهمراه آتش و يا هر دو با هواء ، و خلاصه شك نيست كه اين چهار عنصر زير فلك ماه وجود دارند و اشكال در وجود كره آتش است ، و بر فرض وجودش آيا هوائيست كه از حركت فلك آتش شده « 1 » يا خودش اصالت دارد ، و مشهور اينست كه اين چهار عنصر اجزاء مركبات تامه و جوهر آنهايند از آنها تركيب شوند و بدانها تجزيه گردند ، و گفتهاند آتش در مركبات نيست زيرا بايد از اثير فرود آيد بوسيله فشار و فشارى در آنجا نيست .
هامش
( 1 ) امروز ثابت شده كه عنصرهاى بسيط از 90 بيشترند و بدانها هم منحصر نيستند و كره آتش به آن معنا كه حكماء يونان گفتهاند وجود ندارد و فلك به حساب يك جسم اثيرى حقيقت ندارد زيرا كشتيهاى فضائى در ماه نشستهاند و سرنشين هم بردهاند نه آتشى بوده و نه جسمى جز فضا و هواى رقيق كه تنفس در آن ممكن نيست و كشتيهاى فضائى تا زهره و مريخ هم بىمانعى بالا رفتند و هزارها طومار از دانش حكماء پيشين در باب عناصر و افلاك و فروع آن با آب تحقيق شسته شده ( شرح مترجم )