تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
عزّ و جلّ و به آنها فرمود جادو را بفهمند و باطلش كنند و از جادو كردن مردم غدقن كرد ، چنانچه زهر را ياد دهند و ترياق را و بشاگرد گويند اين زهر است و اين ترياق و مبادا با زهر كسى را بكشى . سپس خدا عزّ و جلّ فرمود : « و به كسى ياد ندادند تا گفتند ما فتنه‌ايم مبادا كافر شوى » يعنى بامر پيغمبر آن دو فرشته خود را بمردم نمودند به صورت آدمى و آنها را ياد دادند و خدا فرمود « به كسى ياد ندادند جادو و ابطالش را جز اينكه ميگفتند بشاگرد « همانا ما فتنه‌ايم » يعنى آزمايش بنده‌هائيم تا خدا را فرمان برند و به آنچه ياد گيرند جادوى جادوگر را باطل كنند و خود جادو نكنند ، و كافر مشو با به كار بردن جادو و زيان زدن بمردم و دعوت مردم باينكه به تو معتقد شوند كه جان دهى و جان بگيرى و بر آنچه خدا عزّ و جلّ توانا است توانائى ، كه اين كفر است . خدا عزّ و جلّ فرمود طالبان جادو از آنها كه ديوان بر ملك سليمان نوشته بودند از نيرنجات ياد ميگرفتند و آنچه را كه بر دو فرشته نازل شد ببابل هاروت و ماروت و از هر صنف مىآموختند وسيله جدا كردن مرد را از همسرش ، اين آنچه براى زيان رساندن بمردم ياد ميگرفتند ، از دو بهمزدن و نيرنگ و سخن چينى و وانمودن اينكه طلسم را در كجا زير خاك كرده تا مرد عاشق زن شود و يا به عكس يا اينكه از هم جدا شوند . سپس خدا عزّ و جلّ فرمود « و نبودند زيان رسان به كسى جز بفرمان خدا » يعنى شاگردان به كسى زيان رسان نبودند ، جز باينكه خدا آنها را وانهد و بداند زيرا اگر خدا ميخواست آنها را به زور باز ميداشت . سپس فرمود : « و ياد ميگرفتند آنچه زيانشان ميزد و سودشان نداشت » چون به قصد زيان زدن ياد ميگرفتند و جادوگرى و آن زيان بدين آنها بود و سودى نميبردند بلكه از دين خدا بوسيله آن بيرون ميشدند و البته اين شاگردان كه آنچه را با دين خود عوض كردند در آخرت بهره‌اى از بهشت ندارند ، سپس خدا عزّ و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 271 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى