تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
چون شما را معصوم ساخته و از گناه بدور داشتم ، چگونه خواهيد من شما را كيفر دهم ، يا عذاب دنيا را بخواهيد يا آخرت . يكى به ديگرى گفت اكنون كه به اين دنيا آمديم از دلخواههاى آن بهره بريم تا روزى كه به عذاب آخرت رسيم ، ديگرى گفت : عذاب دنيا اندازه دارد و تمام‌شدنيست و عذاب آخرت پيوسته و بىنهايت است و نبايد عذاب آخرت را بر عذاب دنيا برگزينيم كه تمام‌شدنيست ، فرمود : عذاب دنيا را اختيار كردند ، در زمين بابل بمردم جادو ياد ميدادند ، و چون ياد دادند از زمين به هوا برآمدند و آنها وارو در هوا آويزانند تا روز قيامت . عياشى : از محمّد بن قيس آن را آورده . گويم : ممكن است اين خبر حمل بر تقيه شود ، چون پرسش‌كننده از علماى عامّه است . 3 - در عيون : ( ج 1 ص 266 ) و در تفسير امام : بسندى از امام صادق عليه السّلام در تفسير قول خدا عزّ و جلّ « و پيرو شدند آنچه را ميخواندند ديوها بر ملك سليمان » فرمود : پيرو شدند آنچه را ميخواندند ديوان كافر از جادو و نيرنجات بر ملك سليمان آنان كه پنداشتند سليمان بدان پادشاه شد ، و ما هم اكنون بوسيله آن عجائب پديدار كنيم تا مردم فرمانبر ، شوند [ و بىنياز شويم از فرمانبرى علي ] . و گفتند سليمان كافر و جادوگر استادى بود و بجادوگرى چنان پادشاهى بدست آورد و چنان نيروئى يافت ، و خدا عزّ و جلّ رد كرد آنها را و فرمود سليمان كافر نبود و جادو نكرد ولى ديوها كافر شدند و جادو بمردم ياد دادند و آن را بسليمان بستند و بدان چه نازل شد به دو فرشته در بابل هاروت و ماروت . پس از نوح جادوگر بسيار شد و خدا عزّ و جلّ دو فرشته فرستاد به پيغمبر آن زمان كه وسيله جادو را بيان كنند و وسيله دفع آن را بمردم بياموزند تا جادو را از خود دفع كنند و آن پيغمبر آن را از دو فرشته گرفت و بمردم رساند بفرمان خدا