« و زبانيه كه به آنها گفته شود او را بگيريد و بند نهيد و به آتش كشيد » زبانيه 19 فرشته گماشته بدوزخند و همان غلاظ شدادند ، جوهرى گفته : زبانيه نزد عرب پاسبانست و برخى فرشتهها را گويند كه مردم را بدوزخ كشند ، أخفش گفته : در زبان عرب شناخته نيست و جمعى است كه مفرد ندارد چون ابابيل و عباديد .
« و من اوهمنا من ذكره » يعنى آنان كه بخصوص نام نبرديم « و جا و مقام آنها بر ما معلوم نيست ، و اين اندكى منافات دارد با اكثر اخبار كه آنها همه عوالم را ميدانند و خدا ملكوت آسمانها و زمينها را به آنها نموده جز اينكه گفته شود منظور فروتنى است يا اينكه مقصود اينست از ظاهر قرآن و سنت ندانيم گر چه از راه ديگر بدانيم و مصلحت در اظهارش نيست ، يا اكنون جا و مكان آنها را ندانيم ، زيرا دور نيست كه برخى خصوصيات حادثه را ندانند ، يا آنكه از زبان ديگران كه دعاء را خوانند گفته است ، زيرا او دعاها را براى ديگران ديكته كرده و آن بزرگترين نعمتى است براى شيعيان .
« و سكان هوا و زمين و آب » دلالت دارد كه در هر كدام فرشته جا دارد چنانچه شيخ بسندش از امام ششم عليه السّلام روايت كرده است كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
غدقن شده از شاشيدن در آب جارى فرمود : آب اهلى دارد ، و در سفارش پيغمبر است صلى اللَّه عليه و آله و سلم بعلى عليه السّلام كه خدا بد داشته براى امّتم غسل را زير آسمان جز با لنگ و بد داشته ورود در نهرها جز با لنگ زيرا در آنها فرشتههائى جا دارند .
و نيز در علل ( ج 1 ص 363 ) بسندش از ابى جعفر عليه السّلام آورده كه خدا عزّ و جلّ فرشتهها بگياه زمين از درخت و نخل گماشته و هيچ درخت و نخلى نباشد جز با او از طرف خدا عزّ و جلّ فرشتهايست كه او را و آنچه دارد نگهدارد ، و اگر نگهبان او نبود درندهها و جانوران زمين وقتى ميوه داشت ميخوردند ( الخبر ) .
« و آنان كه بر مردم گماشتهاند » يعنى فرشتهها كه همراه مردمند يا بر آنها مسلطند يا بر آنها گماشتهاند از فرشتههاى ديگر و چند دستهاند كه بيشترشان گذشته مانند معقّبات آنان كه گردن به زير كشند تا عبرت گرفته شوند ، و بدرقهكنان عيادتكنندههاى بيمار
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٨