چنانچه در مجلد آخر بيان كرديم و در اينجا توضيحاتى در شرح آن بدهيم گرچه در كتاب الفرائد ( الفوائد خ ب ) الطريفه بطور نهانى در آن سخن گفتيم .
« اللهم و حملة عرشك . . . » و او براى عطف بر جملههاى دعاى پيش است ، يا عطف قصه است بر قصه ، و گفتهاند زائد است يا استيناف يا عطف به ادعو است كه از اللهم فهم شود ، و جز دو تاى اولى همه بعيدند ، و مقصود اينست كه حاملان عرش سزاوار رحمت تواند و معانى عرش گذشت و مناسب در اينجا همان جسم بزرگى است كه بر دوش فرشتهها است .
تسبيح و تقديس هر دو بمعنى منزه دانستن از عيب و نقص است ، و بسا كه يكم تنزيه ذاتست و دوم تنزيه صفات . . . فرشته موكل بصور و آن شاخى است كه در آن بدمد چنانچه خدا فرموده « دميده شود در صور و جان دهد هر كه در آسمانها و زمين است جز آنكه خدا خواهد ، سپس دميده شود در آن بار ديگر و ناگاه همه ايستادهاند و نگاه ميكنند ، 48 - الزمر » و خدا فرمود : « نيست جز يك آواز و بناگاه همه نزد ما حاضر شدهاند ، 53 - يس » و تفصيلش در كتاب معاد گذشته .
« رهائن قبور » بسا مقصود كسانى باشند كه مردهها را تا روز قيامت در آنها نگهدارند ، يا مردها كه گرو كردار خود هستند ، چنانچه خدا فرموده : « هر كسى بدان چه كرده گرو است ، 38 - المدثّر » و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت شده كه جان شما در گرو كردار شما است ، آنها را به استغفار آزاد كنيد ، و مانند آن در اخبار بسيار است . . . و امام بذكر نفخه دوم اكتفاء كرده ، چون سختتر است و نزديكتر بقيامت ، و احتمال اينكه كلمه اذن و امر اشاره بنفخه يكم باشد بعيد است .
ميكائيل از بزرگان فرشتهها است ، و روايت است كه رئيس فرشتههاى گماشته بارزاق مردم است چون فرشتههاى ابر و رعد و برق و باد و جز آن ، و در آن چند املاء است ، ميكال چون قنطار ، ميكائيل و ميكئيل ، و ميكائل و ميكئل .
جبرئيل هم از بزرگتران فرشتهها است و چند تلفظ دارد ، جبرئيل ، جبرئل جبريل چون قنديل ، جبرالّ بلام تشديد دار و جبرائيل و جبرائل ، گفتهاند بمعنى عبد اللَّه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٦