دارند ، و اين تدبيرهاى گوناگون از ارواح آنها است ، و اين سخن در زبان طلسمچيان مشهور است ، و از اين رو گويند طبائع كامل به من خبر دادند ، و مقصودشان از طبائع كامل اينست كه هر آدمى را روحى است آسمانى كه مهماتش را اصلاح كند و از او دفع بلا كند ، و اينكه مورد اتفاق فيلسوفان قديم و منجمين است چه بعدى دارد كه در شرع آيد .
تحقيق كامل اين مقام اينست كه نفوس بشرى در طبع و گوهر از هم جدايند برخى نيكند و برخى بد ، برخى نيرومند و برخى سبك سر و ارواح آسمانى همچنين باشند گرچه نيرومندترند ، هر گروه از ارواح آدمى هم آهنگ يك گروه از ارواح فلكى است و منش و خاصيّت آنها را دارند و گويا زاده آنهايند ، بنا بر اين روح آسمانى ياور و رهبر او است بمصالحش و حافظ او از بلاء ، اين را محققان فلاسفه گفتند و بنا بر آن ميدانيم آنچه در شرع آمده معقول و پذيرفته همه است و انكارش نشايد اگر گفته شود : اين فرشتهها و تسلّط آنها بآدمى زاده چه سودى دارد ؟
گوئيم : چند وجه دارد .
1 - شيطان آدميزاده را بشرّ و گناه ميكشاند و اين فرشتهها در برابر او را بخير و طاعت .
2 - مجاهد گفته : هيچ بنده خدا نباشد جز اينكه فرشته گماشته است و او را از پرى ، آدمى و جانوران نگه مىدارد .
3 - مىبينيم كه بسا خاطرهاى بدل ما آيد و سببى ندارد ، و بعد معلوم مىشود كه سبب مصلحتى بوده و بسا كشف شود كه سبب ، بلاء يا گناه و تباهى بوده ، و آن داعى نخست از فرشته رهبر است و آن دومى از شيطان گمراهكننده .
4 - چون آدمى بداند فرشته كردار او را آمار مىكند و با او است بيشتر از گناه حذر مىكند چنانچه با حضور مرد محترمى شرم مىكند و گناه نميكند بويژه كه بداند گناه او را مينويسند .
اگر گفته شود چه سودى دارد نوشتن كردار بندهها ؟
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٣