تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
است در سال دهم هجرت نزديك بنزول خورشيد در برج حمل بوده و موافق اواسط آذر رومى و 18 ذيحجه عربى روز بيعت گرفتن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بولايت أمير المؤمنين عليه السّلام در غدير خم بوده در مراجعت از حجة الوداع چنانچه در روايت بدان تصريح شده سپس در سال 11 پس از وفات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم پادشاهى عجم به يزدجرد آخرين شاهان آنها منتقل شد ، و آنچه از سال گذشته بود انداخت و روز جلوسش را اوّل سال و روز نوروز شناخت چنانچه شيوهء آنها بوده ، و اين موافق اواسط حزيران و 22 ربيع الاول است . و دانستى كه بناء حساب سال فرس در دوران يزدجرد و كمى پيش در زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله حساب سال 365 روز است و رها كردن كبيسه كه ميان قدماشان متداول بود ، و بناچار نوروز در هر چهار سال بروز ديگرى از ماه‌هاى رومى منتقل شود پيش از روزى كه در آن بوده ، چون آنها در هر چهار سال يك روز كبيسه داشتند و نسبت ببروج همه جا جابجا شود به همين جهت گرچه اندك باشد . و رابعا : دليلى كه آورده براى اختيار اينكه نوروز اول حمل است در برابر تفسيرهاى ديگر كه چون ميان مردم معروف‌تر است بطلانش نزد اهل خبره و حساب و تاريخ روشن است ، زيرا مسلم است كه نوروز فرس خصوص از زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله تا زمان ملكشاه ميان فصول سال ميچرخيده و خلافش شنيده نشده از هيچ كدام بلكه در شرح تذكره و جز آن تصريح كرده كه روم و فرس در آغاز سال خود ملاحظه جاى خورشيد را نميكردند ، و قرار اعتدال ربيعى آغاز سال مخصوص تاريخ ملكى است و موافق تواريخ مشهور نيست . و چگونه توان آن را مناط حكم شرعى دانست كه پيش از زمان ملكشاه نزديك 500 سال پيدا شده ، و انصراف لفظ در صورت نبود عرف شرعى بلغت عرب مسلّم است ولى از كجا كه نوروز در زبان عرب به يكم حمل اطلاق شده باشد ، بلكه برخى لغويان طبق روايت آن را به يكم سال فرس تفسير كرده اعتماد بر شهرت ، و ميدانى كه اقدم و اتقن لغويانست در كتاب « سامى در اسامى » خود پس از ذكر
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 106 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى