نامهاى ماهها و روزهاى فارسى آن را به « نخست روز فروردين ماه » ترجمه كرده .
و اگر از اين حقيقت بگذريم و ناچار شويم حمل بر عرف كنيم ، بر متتبع شكى نماند كه در زمان خطاب عرف متعدّد نبوده و زمانى دراز پس از آن متعدّد شد و ملكشاه روز نزول خورشيد را ببرج حمل نوروز سلطانى ناميده ، و خوارزمشاه نهم آن را كه شرف خورشيد است نوروز خوارزمشاهى ناميده ، و ديگرى روز ديگر را نوروز معتضدى و همچنين ، و انكار پديد شدن آن در اين زمان با اينكه گاهى مقيد به سلطانى است و گاهى به جلالى و يك بار به ملكى براى نسبت بهر كدام از القاب سلطان جلال الدين ملكشاه كه در دفترها و تقويمها ضبط است و در كتابهاى منجمين و اهل هيئت مايه شگفتى است .
اگر گوئيد : دعوى تقدم آن بر اسلام بنا بر اينست كه شهرت دارد آغاز تاريخشان در عهد جمشيد يا جز او موافق يكم حمل بوده و چرخيدن آن در فصول بسبب اسقاط كبيسه و افتادگىها ديگر بوده كه ذكرشان گذشت .
گوئيم : اگر آن را بپذيريم ترديد نيست كه مقصود از نوروز فرس آنست كه در هر سال آنها تازه مىشود ، و آن را آغاز سال ميدانند نه آنچه جز بندرت واقع نشود مانند يكم حمل .
اگر گوئى : در اينجا سه احتمال بيشتر نيست ، يكم : نوروز مورد روايت يكم حمل باشد هميشه دوّم : يكم فروردينشان هميشه ، سوّم : يكم فروردين مطابق با يكم حمل ، سوّمى درست نيست چون در ساليانى دراز يك بار مىشود ، و معلوم است كه مقصود نوروز هر سال است ، دومى هم نظر به حساب درست نيست ، چون وقتى ما روزهاى فروردين زمان خود را جمع كنيم تا برسد به 18 ذيحجه سال 10 هجرت كه در نص روايت آن را نوروز دانسته و آن را تقسيم كنيم بر سالهاى بىكبيسه آنها از زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله تاكنون كه 365 روز است 92 - 93 روز باقى ميماند اينها اين مقدار ، فروردين داشتند پس از تاريخ نامبرده ، و چون اين دو احتمال
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٧