تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
سوم : تعبير از آن روز بنوروز يك بار و بآغاز سال آنها بار ديگر براى منصف روشن مىكند كه از نظر فصل روز معينى نبوده و گر نه ميگفتند يكم بهار يا يكم حمل كه بىنياز بتفسير معلوم باشد . چهارم : اهل لغت نوروز را بيكم فروردين تفسير كردند و اطلاق آن به اول بهار از زمان ملك شاه و زمان ما مجاز است از نظر اينكه ملتزمند يكم فروردينشان هميشه يكم بهار باشد و باتفاق هر لفظى پيش از شهرت معنى مجازى معنى حقيقى خود را ميدهد ، و نشانه‌هائى كه در دو روايت نوروز است به يكم حمل تطبيق نشوند و بايد حمل به يكم فروردين شود . پنجم : اينكه گفته عادت و حكمت شرع احاله بمعنى معلوم نزد مردم است تا آخر قياس مع الفارق است زيرا نقل خورشيد از حوت بحمل مانند رسيدن آن به نصف النهار و امثالش بحسّ و عيان معلوم نيست و نياز برصد و حساب دارد كه استادان هيئت و رصدشناسان هم به آسانى نميتوانند آن را استخراج كنند تا برسد به ديگران و دليلش اختلاف رصدها است در بارهء آن و رصدها در باره آن بكم و بيش چند روز اختلاف دارند ، و كسى كه اندك شناسائى بشيوه شرع در باره تكاليف دارد روا نميدارد موضوع آن نياز به بررسى علمى نجوم داشته باشد با همه تناقضى كه در گفته‌هاى آنها است يا مخير باشد و يا رجوع بشهرتى كند كه در زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام وجود نداشته . و از اين جهت كراهت نكاح و سفر در قمر در عقرب را محققان حمل به صورت عقرب كردند كه روشن است نه برج عقرب كه نياز باستخراج از تقويم دارد بنا بر اين مناسب عادت و حكمت شرع همان يكم فروردين است كه نه كبيسه دارد و نه رصدبانى دارد و براى عموم مكلفين روشن است . ششم : اينكه گفته يكم حمل مناسب است با آفرينش خورشيد در شرطين چنانچه مؤلف الانواء گفته بفرض درستى گفته او نتيجه‌اى ندارد جز اينكه آفرينش در اوائل صورت حمل است زيرا شرطين دو ستاره‌اند كه نزديك شاخ آنند و يكى