آن را دفع كنند و اين با عصمت منافات ندارد ، و اما در حسد ظاهر اينست كه اگر در دل باشد و اظهار نشود گناهى نيست و دور هم نيست زيرا در بيشتر مردم اختيارى نيست و شايد مقصود از آن رشك را هم شامل باشد كه در معصومين هست .
و اما تفكر در وسوسه در آفرينش دو معنا را محتمل است .
1 - آنچه در انديشه آيد راجع به خالق و كيفيت خلق و از آن جمله ربط حادث بقديم ، و خلق اعمال بندهها ، و مسأله قضا و قدر ، و انديشه در حكمت خلق بديها در عالم بىآنكه در دل بماند و شكى آرد چنانچه كلينى ( ج 2 ص 324 كافى ) بسندش از محمّد بن حمران روايت كرده كه پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از وسوسه ، فرمود :
چيزى نيست ، ميگوئى : لا إله الّا اللَّه ، و بسندش از جميل بن دراج كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : در دلم چيزى بزرگ مىآيد ، فرمود : بگو : لا إله الّا اللَّه ، جميل گويد : هر وقت در دلم خاطرهاى افتاد گفتم : لا إله الّا اللَّه و دفع شد .
و در ( ج 2 ص 425 - كافى ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه مردى نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله آمد و گفت : يا رسول اللَّه هلاك شدم ، فرمود : شيطان بدلت آمد و گفت : كى تو را آفريده ؟ گفتى : خدا ، به تو گفت : خدا را كه آفريده ؟ آن مرد گفت : آرى بخدائى كه تو را به حق فرستاده همچنين بود ، فرمود : به خدا اين محض ايمانست ، ابن ابى عمير گويد : اين را براى عبد الرحمن بن حجاج باز گفتم و او گفت : امام ششم به من فرمود رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله همانا مقصودش از اينكه « اين محض ايمانست » براى رفع نگرانى هلاكت او بوده از اين كه در دلش افتاده .
و عامّه در صحاح خود روايت كردند كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله پرسش شد از وسوسه ؟ فرمود « آن محض ايمانست » و در روايت ديگريست كه شيطان در بر يكى از شما آيد و گويد : چه كسى چنين و چنان را آفريده تا آنجا كه گويد چه كسى پروردگار ترا آفريده ، و چون باينجا رسد بايد به خدا پناه برد و باز ايستاد .
2 - مقصود از خلق مخلوق باشد و تفكر در وسوسه در دل گذراندن عيوب
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٢