تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
باشد كه صاحبش بدل نهد ، اگر آسانش گيرى آسانست و اگر سختش گيرى سخت است ، و اگرش چيزى نگيرى چيزى نيست . 12 - و در ( 108 - روضه ) بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود : سه چيز است كه كس از آنها رها نيست ، از پيغمبر و فروتر ، انديشهء وسوسه آور در آفرينش فال زدن و حسد بردن جز اينكه مؤمن حسد خود را به كار نگيرد . 13 - در خصال : بسندى كه به امام ششم عليه السّلام رسانده فرمود : سه‌اند كه از آنها كسى بر كنار نيست از پيغمبر تا فروتر از او ، فال زدن ، حسد بردن ، انديشهء وسوسه آور در آفرينش . صدوق - ره - گفته : مقصود از فال بد در اينجا اينست كه قوم انبياء بدانها فال بد ميزدند نه خود آنها كه از آن بركنارند چنانچه قوم صالح به دو گفتند « ما به تو و همراهانت فال بد زنيم ، گفت فال بد شما نزد خدا است ، 47 - النمل » و همچنان ديگران به پيغمبرانشان گفتند « راستى كه ما بشما فال بد زنيم تا آخر آيه ، 18 - يس » . و اما حسد در اينجا اينست كه حسد برده شوند نه اينكه به ديگرى حسد برند چنانچه خدا فرموده « يا بلكه حسد برند بمردم بدان چه خدا از فضلش بدانها داده البته داديم بخاندان ابراهيم كتاب و حكمت و داديم به آنها ملكى عظيم ، 53 - النساء » و اما انديشهء وسوسه آور در خلق گرفتارى آنها است باهل وسوسه نه جز آن و اين چنانست كه خداوند از وليد بن مغيرهء مخزومى حكايت كرده است « راستى او انديشيد و اندازه گرفت ، كشته باد كه چگونه اندازه گرفت ، 18 و 19 - المدثّر » يعنى به قرآن گفت : كه اين نيست مگر جادوئى كه واگير شده و نيست مگر گفته آدمى » . بيان : توجيه صدوق براى خبر خصال بجا است ولى در اخبار ديگرى كه خاصه و عامه روايت كردند و شامل مطالب ديگر هم هست روا نيست مگر به زور بسيار و ظاهر اينست كه منظور از طيره در آنها بدل گرفتن بدى است يا بد آوردن آنها در واقع و نخست در معصومين اظهر است كه در خاطر شريفشان درآيد و با توكل