آسوده شد .
سپس گفته : از علماى نجوم شيعه مآب حسن بن سهل است ، و حديث حمام و كشته شدن فضل را كه از عيون در احوال امام رضا عليه السّلام آورديم ذكر كرده ، و گفته در يكى از كتب حسن بن سهل يافت شده كه به خط خود نوشته بوده : اين سال فلانى بلاآور است و از خدا دفع آن را خواهانم ، و اگر حساب فلك درست درآيد ، كار شدنى است ، و از خدا سرانجام خير خواهانم ، و براى او هر سال تقويمى درست ميشد و خودش بر آن مينگاشت ، اين روز براى چه شايد ، و اين روز چه كارى نبايد ، و سالى كه در آن كشته شد تقويم را به دو عرضه كردند و او روز بروز نگارش كرد آنچه را شايد تا بروز قتل خود رسيد و گفت : اف بر اين روز كه چه بد است براى من ، و تقويم را بدور انداخت .
و از خواهر فضل روايت شده ، شبى كه بامدادش كشته شد ، نزد مادرش آمد و در كنارش نشست و او را پند داد و در باره خود تسليت گفت ، و به پيشامدهاى روزگار و گذشت امور بندگان يادآورى كرد ، و سينه و پستانش را بوسيد و با او براى آخرين ديدار وداع كرد ، و برخاست با آشفتگى و نگرانى از حسابى كه كرده بيرون رفت ، و از اينجا به آنجا و از اين مجلس به آن مجلس جابجا شد و تا سحر خوابش نبرد ، و قصد حمام كرد تا بار اندوه خود را در آن فرو نهد و حمام در آخر باغ بود و استرش را سوار شد و بسوى آن رفت و استر بسر درآمد و خرسند گرديد : و خيال كرد بلا همان بوده ، و بحمام رفت و غسل كرد و كشته شد .
گفته : از ناموران علم نجوم پوران دختر حسن بن سهل است ، و من در جنگ كهنهاى ديدم كه در همه علوم بويژه نجوم پايه بلندى داشته ، و در آن بنهايت استاد بوده ، و هميشه اسطرلاب را بلند ميكرد و طالع معتصم را واميرسيد و روزى مرگ او را بر اثر چوبى دريافت ، و بپدرش حسن گفت برو نزد امير المؤمنين و بگو فلان كنيزك در اسطرلاب ديده در فلان ساعت مرگى در كمين او است ، حسن گفت :
نور چشم نظر او از ما برگشته و بسا بد بين گردد و از پدرت اندرز نگيرد ، گفت :
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٢