تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
22 - محمود نوه سندى بن شاهك معروف بكشاجمه كه ابن شهرآشوب گفته : شاعر و منجم و متكلّم بوده . 23 - عفيف بن قيس برادر اشعث كه مبرد نام او را برده ، و گذشت كه گفته‌اند هم او بود كه اشاره بعلى عليه السّلام نمود تا در آن ساعت كه معين كرده بود بجنگ خوارج نرود . سپس نام جمعى ديگر را در شمار منجمين آورده تا رسيده باسحاق بن يعقوب كندى و برخى از بنى عباس ، و گفته از توفيق من اين بود كه دانستم طالع علىّ بن بابويه را گرفته‌اند و تولّدش بطالع سنبله بوده و باز تأييد آورده كه چون امام كاظم وفات كرد أبو خالد سيستانى از واقفه بود و مرگ او را باور نداشت ولى از ستاره‌شناسى مرگ او را فهميد و از عقيده خود برگرديد ، و اين علم سبب هدايت او شد و خودش از أصحاب امام كاظم عليه السّلام بوده ، و بما نرسيده كه از آن علمش نهى كرده باشد و اگر اين علم بد بود بعقيده خود بر آن تكيه نميكرد ، و بعلاوه جد من شيخ طوسى اين حديث را برگزيده و صحيح دانسته ، و جمعى را بداشتن علم نجوم ستوده . سپس گفته : عبد اللّه بن أبى سهل نوبختى بعلم نجوم معروف بوده ، و محمّد بن اسحاق نديم منجم علوى مصرى است و حسن بن أحمد معروف بعاصمى محدث كوفى ثقه در علم نجوم كتبى تأليف كرده است . و فضل بن سهل وزير مأمون شيعه مآب و منجمى است معروف ، و در روايت محمّد بن عبدوس و ديگرانست كه : چون جنگ مأمون با امين در گرفت خراسان پريشان شد و قشون از مأمون حقوق خواستند و علىّ بن عيسى از عراق بسوى خراسان مىآمد و مأمون از ترس لشكر خود بهمراه فضل به منظره بالا رفته بود و چنان كار بر مأمون تنگ شده بود كه ميخواست تسليم شود ولى فضل طالعش را ديد و اسطرلاب كشيد و گفت : از اين مقام تنزل نكند جز خليفه‌اى كه بر برادرش امين غالب است ، شتاب مكن و پيوسته او را دلدارى داد تا در همان ساعت سر على بن عيسى كه طاهرش كشته بود بدانها رسيد و ملك او پايدار شد و هراسش رفت و