بشر باشند زيرا جبر لازم آيد و دليل اختيار ، آن را باطل ميسازد .
سپس به خود اعتراض كرده كه اخبار منجمان بكسوف و ديدن ماه نو درست است و پيشگوئى آنها از آينده هم درست درمىآيد و چگونه مىشود منكر احكام آنها شد .
و جواب داده كه كسوف و ماه نو راجع به حساب حركات كواكب است نه حكم نجومى باشد حكم اينست كه گويند بر اثر كسوف چنين و چنان مىشود ولى پيشگوئى آنها از حوادث بيشتر خطا مىكند و صحتش اتفاقى است چنانچه فالبينانى با سنگ و يا غشيها و ديوانهها هم گاهى پيشگوئيهاى درستى دارند و سيد جليل على بن طاوس - ره - كه با علم نجوم مأنوس بوده و در آن رساله اى نوشته منكر است كه نجوم صاحب اراده يا فاعل و اثر بخش باشند و دليل بسيار بر آن آورده و آن را با كلام گروهى از افاضل تأييد كرده جز اينكه با سيد مرتضى - ره - در حرمت آن مخالف است و آن را مباح دانسته و گفته ستارهها نشانه حوادثند ولى روا است كه قادر حكيم حوادث را بوسيله برّ و صدقه و دعاء و جز آنها از مصالح تغيير دهد ، و آموختن و ياد گرفتن و نظر در علم نجوم و عمل به آن را بىاعتقاد تأثير كواكب جائز دانسته و اخبار ذم را حمل كرده بعقيده مؤثر دانستن كواكب ، سپس براى تأييد گفته خود جمعى از شيعه را نام برده كه ستارهشناس بودند .
1 - گروهى از خاندان نوبخت دانشمند و پيشواى علم نجوم بودند ، و چند كتاب از آنها در اين علم ديدم كه اختران را دليل بر حوادث دانستهاند و يكى از آنها حسن ابن موسى نوبختى است .
2 - احمد بن محمّد خالد برقى كه نجاشى در كتب او كتابى در نجوم نام برده است .
3 - احمد بن محمّد بن طلحه كه شيخ و نجاشى در فهرست كتب او كتاب نجوم را نام بردهاند .
4 - شيخ نجاشى كه تأليفى در علم نجوم داشته .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩