چون برداشتند با خود ابرى سنگين رانديمش آن را بسرزمينى مرده و بىگياه و فرود آورديم از آن باران ، و برآورديم بدان از هر ميوه همچنين برآورديم مردهها را شايد شما ياد آور شويد ، 56 - الاعراف . » در اين گفته برگشت از سخن خود و اقرار بگفته منجمان نيست كه آن را در پيش منكر شديم ، زيرا ما منكر آنيم كه خود خورشيد و ماه اثر بخش باشند در برابر خدا و اثر آنها بىدليل قطعى باشد و همه كارها را آنها بكنند و زنده و توانا باشند ، ما منكريم كه خورشيد و ماه يا اختران ديگر كارها را انجام دهند يا ما را به كار وادارند .
زيرا عقل گواه است كه اگر كارهاى ما در ابتكار ديگرى بود و يا ما بر آنها وادار بوديم به قصد و اراده ما وابسته نبودند ، و مانند تندرستى و بيمارى و پيكر بندى ما بىاراده ما انجام ميشدند ، و فرق ميان آنها دليل است بر اينكه كار ما به اختيار ما است نه بتأثير اختران ، ما منكريم كه خدا در جهان كارى نكند جز آنچه اختران بر آن دلالت دارند ، و هر چه را دليل آن باشند بايد بشود ، زيرا اگر اثر و دلالتى هم بر حسب عادت دارند ، روا است كه خدا بنا بمصلحت آن را تغيير دهد و بسا خدا بيك دعا يا صدقه بلاء را بگرداند و عمر را بيفزايد ، اين بدليل براى ما ثابت شده و موافق شرع است ولى با دعوى منجمان سازگار نيست - و الحمد للَّه - .
ما بر آنها اعتراض داريم كه در احكام خود استناد باصولى متناقضه و مقدماتى ساختگى دارند و گمان پردازى ميكنند بىبيّنه ، و اگر براى علم نجوم پايهاى درست و عقل پسند باشد نه در دست آنها است ، نه دعوى آن را دارند ، و استاد ما شيخ مفيد گفته است : استدلال به حركت اختران بر امور آينده مانع عقلى ندارد و بسا كه خدا ببرخى پيغمبرانش براى معجزه آن را اعلام كرده باشد ( پايان سخن كراچكى ) .
و استاد متكلمين محمود بن على حمصى - ره - در اين باره گفته : ما حساب سير كواكب و اوضاع آنها را منكر نيستيم و مهم ندانيم ، و منكريم كه آنها علت الزامى كار
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٨