تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
او بوده و مخصوص به او و گفتيم تأثير نجوم محال است ، و وجه دلالت نجوم تاكنون برجا نمانده ، چون كه شريعت ادريس و هر چه داشته از ميان رفته و حال آن بر ما معلوم نيست ، و اگر از آن چيزى بدست مردمى بود بدنبال هم نقل ميكردند و دست بدست ميدادند و بتواتر معلوم ميشد ، و اكنون هم ما از اين دريغ نداريم كه امارات گمان پردازى دست بعضى باشد كه منجمان بدان تمسّك كنند و خودشان هم يقين به احكام خود ندارند ، و مانند يك طبيب اين علم را تحصيل ميكنند كه روى نشانى و تجربه و گمان كار مىكند نه روى علم و يقين ( پايان ) . علامه - ره - در كتاب المنتهى المطلب گفته : ستاره‌شناسى و آموختن آن با اعتقاد باثر بخشى آنها حرام است و يا اعتقاد باينكه دخالت در سود و زيان دارند ، و خلاصه هر كه معتقد باشد كه حركات نفسانيه يا طبيعيه مربوط و معلول حركات و اتصال كواكب است كافر است ، و مزد گرفتن بر آن همه حرام است ، و امّا كسى كه از نجوم همان سير كواكب و بعد و احوال تربيع و كسوف و جز آنها را بياموزد عيب ندارد ، و در تحرير و قواعد هم مانند آن را گفته . و شيخ شهيد - ره - در قواعدش گفته : هر كه اختران را آفريننده اين جهان و آنچه در آنست بداند بىترديد كافر است و اگر آنها را وسيله آفرينش خدا داند چنانچه عدليه گويند خطا گفته زيرا دليلى از عقل و نقل نيست كه آنها زنده باشند و كارگزار و برخى اشاعره اينها را هم كافر دانند ، و بر خود اعتراض كردند چرا معتزله و ديگر از معتقدان باينكه بنده خود كار مىكند كافر نباشند و گفتند فرقش اينست كه بنده‌ها و حيوانهاى ديگر خود زبونند و مقام پروردگارى به خود نگيرند بخلاف كواكب كه ديدرس نيستند و بسا كه مردم آنها را مستقل گيرند در برابر خدا و بكفر گرايند . و امّا آنچه گفته شده كه آنها در حوادث اثر ابزارى دارند مانند تأثير آتش در سوختن و تأثير دارو در درمان و خدا را شيوه چنانست كه با شكل مخصوص كواكب يا وضع مخصوص آنها كارى كه بدانها مربوط است انجام دهد و نسبت كار بدانها مجازى است نه حقيقى