تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اتفاقى نيست و هميشه است . و دليل ديگر بر فساد عقيده منجمان پيشگوئيهاى طرفه برخى غيبگوها است كه نه ستاره شناسند و نه هرگز در آن بررسى كرده‌اند ، شخصى را معروف بشغرانى ما خود ديديم كه نميتوانست اسطرلاب طالع را بدست گيرد و هرگز در زيج و تقويم نگاه نكرده بود ولى باهوش و حاضر جواب و پيشگو و بسيار درست‌گو بود و نهايت در پرده بردارى از رازها استاد بود ، يك روز جمعى نزد من بودند و ميخواستيم براى مقصدى به جائى برويم ، يكى از جمع از او مقصد ما را پرسيد ، و بىطالع گرفتن و تقويم ديدن از آن جهتى كه مقصد ما بود خبر داد . آنگه رو بهر يك از آن جمع كرد و از بسيارى شرح حال و اغراض او خبر داد ، و بيكى از آن ميانه گفت : كسى به تو وعده‌اى داده كه به تو مىرساند و دلخواه تو است ، و در آستين تو دليل بر آن وجود دارد ، و حاجتت برآورده است ، و دست بآستينش برد و آنچه در آن بود درآورد ، و آن مرد شرمگين شد و اخم كرد و تلاش كرد كه مردم بر آنچه در آستين دارد آگاه نشوند ، ولى سودى نداشت و حاضران در كشف آن همدست شدند و آن برگهاى بسيارى بود كه يكى حواله سر ضرابخانه بود از طرف معاون وزير آن زمان ، ما از درست گوئى او تعجب كرديم يكى از دوستان ميگفت پيشگوئيهاى درست شغرانى دليل بر بطلان احكام نجوم است . و يك روز اين داستان را با منجمى در ميان نهاديم و او گفت : بعقيده منجمان سبب پيشگوئى غير منجم اينست كه بطالع ستاره پيشگوئى زاده ، من گفتم شايد بطلميوس و هر منجم پيشگوى درست هم بطالع آن ستاره باشند ، و اگر جاهلى پيشگو مىشود بواسطه طالع خود چه نيازيست بعلم نجوم ، زيرا سببش همان طالع زايش است و بررسى علم نجوم بيهوده و بازيست و اگر طالع ولادت كسى را پيشگو كند بايد گفت شاعر شيوا ، و صنعتگر ماهر و جز آنها هم از اثر طالع بمقام خود رسيدند نه از رنج در آموزش و اين سخن مايه بسى نادانيها است .