جسمى حادث است و وجود هر قوهاى در حادث نياز دارد بمحدث جز طبيعت ، و گر نه لازم آيد تسلسل ، و لازم شود عقيده بصانع سبحانه و تعالى .
و سيّد شريف مرتضى در كتاب « غرر و درر » در پاسخ اين سؤال از مسائل سلاريه كه : چه ميفرمائيد در پيشگوئى منجم و تأثير نجوم ، و چه مانع دارد كه كواكب اثر بخش باشند چنانچه خورشيد رنگ ما را گندمگون مىكند و اگر خود كواكب أثرى نشايند چه مانعى است كه خدا را عادت باشد كه با طلوع آنها أثر خاصى بيافريند يا در وضع ديگر آنها ، ما شيفته جوابيم ، و چطور ميفرمائيد حكم منجم روى حدس است با اينكه كمتر گفته آنها فاسد درآيد و بلكه در گزارش آفتاب گرفتن از نظر وقت و مقدار درست گزارش ميدهند و بىتخلّف ، چه فرقى است ميان آن و احكام راجع بما ؟
جواب گفته : منجمان كواكب را بطبع خود مؤثر دانند نه اينكه در قرآن و اتصال آنها اثرى آفريند كه از خود كواكب نباشد و اگر كسى چنين گويد ظاهر سازى كرده در برابر مسلمانان و خلاف گفته منجمان قديم است و اين هم گرچه ممكن است ولى دليل بر فساد آن موجود است ، ولى عقيده منجمان همان محالى است كه امكان صحت ندارد ، متكلمان اسلام سخنان را تمام كردهاند در اينكه نميشود اختران را در ما اثرى باشد ، و ما هم در چند جا در اين باره سخن گفتيم ، و بطلان طبيعت را كه بدان ياوه سرايند و افعال را بدان وابندند روشن كرديم و گفتيم فاعل بايد زنده و توانا باشد ، و ما ميدانيم كواكب چنين نيستند ، و شرط كار در آنها نايابست ، و متكلمان دليل بسيار بر زنده نبودن كواكب آوردهاند كه بيشترشان مورد اعتراض است .
و روشنتر همه اينست كه حرارت شديد ( 100 درجه ) چون حرارت آتش منافى زندگى است ، و حرارت خورشيد از آتش بيشتر است چون پرتو آنكه از مسافت دورى ميتابد سوزانتر است و محال است كه زنده باشد ، و دليل اقوى شرع است و اجماع بر اينكه فلك و هر كوكبى در آنست زنده نيست و همه مسخر خدايند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٧