و يك زن بگيرند و يك جا باشند و فساد آن روشن است .
و بعلاوه در نظر آنها حكم كلى بر حكم شخصى غالب است و اگر طالع يك بخشى زمين فاسد باشد ، عطيه ستاره مخصوص يك شخصى به او سود ندهد ، و چگونه بطالع و اختيارات شخصى با عدم توجه بطالع كلى منطقه ميتوان اعتماد كرد ، و رسواتر گفته آنها اينست كه اگر فرزندى براى پادشاه همزمان با يك بازارى بزايد كواكب طالع در زندگى آنها باختلاف أثر كنند ولى عمرشان برابر باشد ، زيرا دائره زايمان و كدخداشان يكى است ، و اگر كواكب أثر مختلف در زندگى آنها دارند چرا در عمر آنها ندارند ، با اينكه تقويم كواكب طبق اختلاف زيجها مختلف است ، و دليلى نيست بر تعيين درست آنها ، و بسا كه اختلاف در تقويم خورشيد به 5 درجه ميرسد و همه طالعها و بروج مورد اختلاف ميشوند و حكم درست در ميان نيست .
سپس باختلافات و تناقضات بسيارى بدانها اعتراض كرده كه ما سخن را با ذكر آنها دراز نسازيم و شيخ ابراهيم پسر نوبخت گفته قدم صانع مختار گفتار منجمان را و هم تأثير طبيعت را باطل ميسازد زيرا هر اثرى به اختيار صانع است و استقرارى بطبع خود ندارد .
و علامه - ره - در شرحش گفته : منجمان دو قسمند ، يكى معتقد است كه هفت سيّاره زندهاند و صاحب اختيار و دوّم گفتهاند : در افعال خود مضطرند و بىاختيار و هر دو قول باطل است .
اما نخست براى آنكه آنان جسمهائى پديد شدهاند و نتوانند خدا باشند و براى آنكه نياز بآفرينندهاى دارند كه جسم نباشد و بايد معتقد بصانع شد .
و اما دومى ، براى اينكه ستاره مخصوصى چون مريخ علّت جنگ است و بايد هميشه جنگ باشد و جهان در هرج و مرج و ستيزه بسر برد ، و هيچ آرامشى نباشد و اين باطل است و گفته آنها هم باطل است ، و امّا طبيعى كه هر كارى و پديدهاى از طبيعت ميداند همين دليل قولش باطل است ، زيرا طبيعت نيروى جسم است و هر
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٦