شرف ماه است .
بيان : شايد اين موافق نظر مأمون بوده و در آن زمان مشهور بوده چنانچه در آن رساله بدان اشاره شده .
55 - در المهج : در حرز جواد : و شايسته است كه قمر در عقرب نباشد .
56 - در تهذيب بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود گرفتن خورشيد سختتر است بر مردم و بر بهائم .
بيان : اشاره دارد كه احوال و اوضاع كواكب در برخى اشياء اثر بخش است و ممكن است مقصود اين باشد كه نشانه خشم خدا است يا اينكه از تاريكى نابهنگام بهراس مىافتند .
57 - در نوادر على بن اسباط : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هر كه سفر كند در قمر در عقرب يا زن بگيرد خوشى نبيند .
در كافى ( 275 - روضه ) مانندش آورده .
بيان : ظاهر مقصود از قمر در عقرب در اينجا برابر بودن آنست با اختران عقرب چنانچه شيوه عرب است در بيابانها و جز آن زيرا آنها نه برجشناس بودند و نه انتقالات كواكب را طبق تقويم امروزى استخراج ميكردند ، و شيوه ائمه نبوده كه مردم را در احكام دينى مورد نياز خود باوضاع علمى مخصوص بدانشمندان حواله كنند ، ويژه كه در آن زمانها علماء هم از آن خبرى نداشتند ، و كواكب ثابته و اشكال آنها كه بروج بدانها نامگذارى شده تقريباً در زمان ما به اندازه مسافت يك برج جابجا شدند و عقرب بجاى قوس آمده و روشن است كه آنچه در شرع مقرر شده موافق قواعد مقرره آنها نيست .
58 - در خصال ( 86 ) بسندش از ابان بن تغلب كه گفت : نزد امام ششم عليه السّلام بودم و مردى از اهل يمن بر آن حضرت وارد شد و سلام كرد ( و روايت يكم باب را آورده با اندك اختلافى كه ترجمه آن گذشت ) .
در النجوم : سيد - ره - اين حديث را بسندى ديگر آورده جز اينكه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٧