تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سپاهيان دشمن و بسيارى از پيشامدهاى بد و مژده سلامت دهند ، و آنچه لازمه آنست كه بايد آنها را در برابر پروردگارشان سپاس گفت . بعلاوه در دعاهاى بسيارى وارد است پناه جستن به خدا از اهل كهانت و از جادوگران ، و اگر منجم مانند آنها بود بايد در برخى دعاها پناه جستن از او آمده باشد و در هيچ دعائى تاكنون چنين چيزى نديدم ، و باز هم دليل بر بطلان ظاهر روايت اينست كه از اوصاف پيغمبر در دعاها و خبر آن رسيده است كه نه كاهن بوده و نه جادوگران و تاكنون نديدم تعبير شده باشد « و نه عالم بنجوم » و اگر منجم مانند كاهن و ساحر بود ، دور نبود كه در ذكر اوصاف پيغمبر نفى منجمى هم آمده باشد ( پايان ) . و ميگويم اعتراض او بسند روايت بى مورد است زيرا در ميان خاصه و عامه شهرت دارد و از اين رو سيّد آن را در نهج آورده است زيرا شيوه‌اش در آن روايت هر آنچه است كه پذيرفته نزد طرفين باشد ، و اگر سندى كه صدوق آورده ضعيف باشد دليل نشود كه سندهاى ديگرش ضعيف باشند ، و عمر بن سعدى كه نصر بن مزاحم از او روايت كرده جز عمر بن سعد ملعون جنگ‌كننده با حسين عليه السّلام است ، چنانچه از كتاب صفين او كه نزد ما است روشن است زيرا بيشتر رواياتش از اين مرد است و در بسيارى موارد بجاى عمر ( عمرو ) است و آن ملعون از راويان حديث و خبردانان نبوده ، تا اين همه اخبار از او نقل شود . بعلاوه زمان نصر از زمان او بسيار فاصله دارد زيرا نصر از اصحاب امام محمّد باقر عليه السّلام است ، و آن ملعون پس از شهادت حسين عليه السّلام زمان كمى زيست و گواه بر اينكه اين راوى جز او است بر كسى كه بروش اخبار دانا و شناسا برجال است نهان نيست ، و اين گفته از سيد - ره - غريب است . و اما اينكه گفته امام او را تكفير نكرد و منجم را كافر ندانست براى اينست كه او مانند كافر است نه خود كافر ، و در وضعى با او شريك است نه در همه احكام تا او را فوراً يا پس از امتناع از توبه بكشد با اينكه او را شبيه كافر ندانسته بلكه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 225 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى