تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
دارد ، ولى دلالت ندارد كه بررسى و تعليم و تعلم و استخراج احكام از آن براى ديگران جائز است ، و شايد اين هم آزمايشى بوده چون داستان هاروت و ماروت « 1 » . 61 - در فقيه بسندش از عبد الملك بن اعين كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : گرفتار اين علم شدم و چون طالع بد بينم براى حاجتى بنشينم و بدنبال آن نروم و چون طالع نيك بينم بروم ، فرمود : حكم ميكنى طبق طالع ؟ گفتم آرى ، فرمود : كتابهايت را بسوز . در دعوات راوندى هم آن را آورده . بيان : « تقضى » بمعنى اينكه حكم ميكنى در آينده و پيشگوئى ميكنى يا حكم ميكنى كه ستاره اثر دارد يا طالع اثر دارد يا به اين معنى كه در طالع خوب حاجتت برآورده مىشود ؟ و معنى يكم اظهر است نزد من ، و اين خبريست معتبر و دلالت دارد بر اينكه اخبار به احكام نجوم ، و اعتقاد بسعادت نجوم و طالع حرامست و احتراز از آن لازمست . 62 - در فقيه : از ابن ابى عمير كه من طالع بين بودم و مايه نگرانى من بود و به امام هفتم عليه السّلام شكايت بردم فرمود : براى رفع نگرانى بنخست مستمند صدقه بده و دنبال كارت برو كه خدا عز و جل از تو دفع كند . در النجوم همان را از ابن ابى عمير روايت كرده و گفته ، از كتاب تجمل هم اين روايت رسيده سپس گفته اگر در شيعه نبود عارف بعلم نجوم جز ابن ابى عمير همين بس بود در صحت و مباح بودنش ، زيرا او از خاصان أئمه و حجج است در عقائد و روايات آنان . بيان : گويم : اين روايت را برقى در محاسن از ابن ابى عمير از ابن اذينه از سفيان بن عمر نقل كرده و معلوم مىشود عارف بنجوم ابن ابى عمير نيست و شخص
هامش
( 1 ) بفرض صحت روايت ممكن است امام عليه السّلام اين افسانه را از ديگران نقل كرده باشد باقتضاى مصلحتى و راوى آن را واقع پنداشته و مؤيد آنست روايت ( 26 ) باب از امام رضا عليه السّلام ( پاورقى ص 271 )
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 229 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى