مجهول الحالى است و در نسخه فقيه تيكهاى افتاده از سند و اگر هم بپذيريم جواب امام دلالت دارد بر درمانى براى نگرانى ابن ابى عمير چنانچه صدقه درمان فال بد هم هست و آن را اصلى نيست ، و ابن ابى عمير معصوم نيست كه كار او حجت باشد 63 - در دلائل الامامه طبرى و جز آن بسندى از ابن عباس گفت : ماده گاوى بحسن بن على عليه السّلام گذر كرد ، فرمود : گوساله مادهاى در شكم دارد كه پيشانى و سر دمش سفيد است ، ما همراه قصاب رفتيم تا سرش را بريد ، و گوسالهاش چنان بود كه او فرمود ، به او گفتيم : مگر خدا نفرموده « و او ميداند و بس كه در رحمها چيست » شما از كجا دانستيد ؟ فرمود : ما ميدانيم نهانى را كه آگاه نيست بدان هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسلى جز محمّد و نژادش عليه السّلام .
بيان : دلالت دارد كه منجمان و همگنانشان بمانند اين امور دانا نيستند .
64 - در كافى ( ج 4 ص 6 فروع ) بسندى از امام ششم عليه السّلام فرمود زمينى ميان من و منجمى بود و او دنبال ساعتى بود كه براى خودش سعد و براى من نحس باشد تا آن را قسمت كنيم ، و چون در آن ساعت قسمت كرديم بهترش بنام من در آمد ، و او دست راست بر چپش زد و گفت : مانند اين روز هرگز نديدم ، گفتم : واى بر روز ديگر تو را چه شده ؟ گفت : من تو را در ساعت نحست بر آوردم و خود در ساعت سعدم بودم و پس از قسمت بهترش بنام تو درآمد .
فرمود : تو را باز نگويم از آنچه پدرم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله باز گفت كه فرمود :
هر كه را خوش آيد كه خدا نحوست روزى را از او بگرداند اول روز صدقه بدهد تا خدا نحسى روز را از او ببرد ، و هر كه خواهد نحسى شبش از او بگردد ، شبش را با صدقه گشايد تا خدا نحسى شبش را از او ببرد ، و من هنگام بيرون آمدن صدقه دادم ، و اين براى تو از ستارهشناسى بهتر است .
بيان : دلالت دارد كه اگر نحوستى باشد به صدقه دفع مىشود ، و مراعات آن نشايد ، بلكه دفع مانند آن بدعاء و صدقه و توكل است .
65 - در معانى الاخبار ( 271 ) بسندى از امام چهارم عليه السّلام فرمود :
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٠