تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
سماويه است و حركات پيشتر و محرك آنها تا برسد بجود الهى كه هر چه را بهرهء شايسته ميدهد ، و امّا سبب مادى همان صورت پذير است كه ميرسد به صورت پذير كلى و ماده مشترك ميان همه پديده‌ها ، و صورت همانى است كه ماده پذيرفته ، و علّت نمائى اثر مطلوب از وجود او است . امّا حركات سماويه يا بيك دوره مؤثرند در وجود حادث يا كمتر يا بيشتر و مواد هم مشروط بآمادگى خاصى هستند ، بسابقه معدات بسيارى دنبال هم كه هر كدام زمان مخصوصى و حركت مخصوصى و اتصال مخصوصى لازم دارند كه ادراك بشرى از دريافت آنها عاجز است . اكنون كه اين را فهميدى گوئيم حكم منجم يا شخصى و جزئى است مثل اينكه فلان شخص معين چنين و چنان خواهد شد و معلوم است كه علم بدان ميسر نيست زيرا نهايت اينست كه گفته شود چنين اتصالى چنين اثرى داشته در سابق و اكنون هم دارد با اينكه ممكن است همان زمان خاص شرط اين اثر باشد و برگشت آن ميسر نيست و نميشود آن را دليل قطعى حادث آينده دانست ، زيرا مؤثرات مختلف را نبايد آثار متشابه باشد و بعلاوه نميتوان علّت وجود حادثى را منحصر باتصال واحدى دانست با اينكه بعضى كائنات نياز به بيش از يك دوره يا كمتر از آن دارند . و از نظر آمادگى ماده هم بايد دانست كه شرائط پذيرش وجود از زمان و مكان و وضع آسمانى و زمينى فراهم است و روشن است كه احاطه به همه اينها براى بشر ممكن نيست . و امّا أحكام كلى منجمان كه گويند مثلا چون زحل و مشترى قران كنند طوفان مىشود يا چنين و چنان مىشود باز هم قطعى نيست زيرا مستندى جز تكرّر اين حوادث و تجربه ندارد و اين تجربه ناقص است و اين استقراء ميسّر نيست زيرا مستند بمشاهده نميشود و همه افراد آن در دسترس قرار نميگيرد تا بتوان بدان قطع پيدا كرد مانند اينكه گوئيم هر آتشى سوزنده است براى آنكه هر فرد آن را مشاهده