گفتم : آن را ندانم فرمود : راست گفتى سپس فرمود : چه مىشود كه دو لشكر با هم برخورند و هر كدام منجمى دارند كه حكم به پيروزى صاحب خود كرده و سپس يكى ديگرى را شكست ميدهد پس نجوم كجا رفته ، گفتم : به خدا كه اين را ندانم فرمود : راست گفتى ، اصل حساب نجوم درست است ولى آن را نداند جز كسى كه زايش همه مردم را بداند .
بيان : « كلاهم چرخاندم » شايد پنداشته حركت فلك در همه سو رحويست « چه مىشود كه دو لشكر بهم برخورند » اين يك دليل تمامى است بر خطاء منجمان زيرا بسا دو پادشاه كه برابر هم بجنگند منجم هر كدام ساعت پيروزى آنها را پيش بينى كرده ولى يك شكست مىخورد و اين براى آنست كه ستاره اشخاص را به خوبى نميدانند ، يا براى آنست كه آمادهگى پذيرش هم در پديده اثر دارد و اگر منجم تأثير ستارهها را بداند دومى را نداند چنانچه ابن سينا گفته و شرحش در داستان هاروت و ماروت بيايد .
و اينكه فرمود : نداند آن را جز كسى كه مواليد مردم را بداند ، ممكن است اشاره بوجه يكم باشد چنانچه منجمان طالع مولود را در حكم خود منظور دارند يا اينكه بدوم باشد چون مقصود از مواليد خصوصيت مواد و استعدادات آنها است و اسباب ولادت آنها كه احاطه بدان جز بوحى و الهام از خداى حكيم ميسر نيست و بسا مقصود اينست كه هر كه علم نجوم را درست بداند مواليد همه خلق را ميداند و چون منجمان نميدانند معلوم مىشود كه آن را درست نميدانند ، و بهر تقدير ظاهر حديث اينست كه علم نجوم حق است ولى بررسى آن براى مردم ديگر جائز نيست چون درست آن را ندانند و ندانسته حكم كنند و اللَّه العالم .
25 - در النجوم : بسندى از امام رضا عليه السّلام بحسن بن سهل فرمود : حساب نجوم تو چگونه است ؟ گفت : چيزى از آن نمانده ، همه را آموختهام امام عليه السّلام فرمود : نور خورشيد چند درجه از نور ماه فزونست و نور ماه از نور مشترى و نور
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٦