تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
اينكه فرمود : « منم بنده خداى جهانيان » براى اين بوده كه از غاليان در محضر او بوده و رد بر آنان را فرموده ، و گفته‌اند آغاز سخن بپندار منجمان است كه كواكب را اثر بخش دانند و چون در پايان فرمود : « اين تقدير عزيز عليم است » گفته آنها را رد كرد . و حاصل اينكه منجمان خورشيد و مريخ را گرم و خشك دانند و زحل را سرد خشك ، و ماه را سردتر ، منظورشان اينست كه در زمين چنين اثر بخشى كنند و ذكر خصوص مريخ و زحل براى اينست كه از علويانند و اشرافند ، و مقصود از ارتفاع مريخ و انحطاط زحل خوشى حال اولى و بدى حال دومى است بپندار آنها ، زيرا از آغاز حمل كه خورشيد در آفاق مائله شمالى خرده خرده بالا ميرود گرمى هوا فزوده شود ، و مانع تأثير مريخ از ميان برود و اثرش نيرو گيرد و اثر زحل كم شود و همچنين به عكس . 28 - در كافى ( 366 - روضه ) بسندش از امام ششم عليه السّلام روايتى آورده كه مضمون آن در شماره 19 گذشته . 29 - در كافى ( 257 - روضه ) بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود : خدا عزّ و جلّ در فلك هفتم ستاره‌اى از آب سرد آفريده ، و شش ستاره سيار ديگر را از آب گرم ، و آن ستاره انبياء و اوصياء ، و ستاره امير المؤمنين عليه السّلام است فرمان دهد بخروج از دنيا و زهد در آن ، و به خاك‌نشينى و خشت بالينى و كرباس پوشى و نان جو نوشى ، و ستاره‌اى كه نزديكتر به خدا از آن آفريده نشده . بيان : اين روايت دلالت دارد كه ستاره‌شناسان در تشخيص طبع اختران خطا كردند ، و در باره كسانى كه بدان منسوب كرده‌اند و هم در سعد و نحس آنها « فرمان ميدهد بخروج از دنيا » شايد مقصود اينست كه كسانى كه بدان منسوبند چنين باشند يا كسى كه بطالع آن زاده باشد چنين است ، يا منسوبان بدان چنين فرمايند . ميگويم : بنا بر توجيه يكم منافاتى ميان اين خبر و گفته ستاره‌شناسان نيست ، زيرا نحوست آن از نظر اغراض اهل دنيا است كه عزت و فخر و زيور دنيا جويند ، و سعادتش نظر باغراض آخرت طلبانست كه دنبال ترك دنيا و لذات و شهوات