22 - در النجوم : بسندى كه ميرسد به امام ششم عليه السّلام فرمود : مردمى گويند ستارهشناسى از خواب ديدن درستتر است ، و اين سخن درست بود تا خورشيد به يوشع بن نون و بر امير المؤمنين عليه السّلام برنگشته بود و چون خدا خورشيد را بر آنها برگردانيد دانش علماء نجوم در هم و گم شد .
23 - در كافى ( 330 - روضه ) بسندش از كسى كه امام ششم عليه السّلام را پرسيد از علم نجوم ، فرمود : آن را نداند جز يك خاندان از عرب و يك خاندان از هند .
در النجوم : همين حديث را از كلينى آورده و بدنبالش افزوده « فرزندان وصى ادريس عليه السّلام » .
بيان : مقصود از خاندان عرب همان خاندان پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله است ، و دليل نيست بر جواز نظر در نجم و عمل بدان بلكه دلالتش بر خلاف آن بيشتر است ، زيرا بيشتر مردم علم ناقص بدان دارند و حكم بر طبق آن گفتهاى است ندانسته .
24 - در كافى ( 351 - روضه ) بسندش از هشام كفاش كه امام ششم عليه السّلام به من فرمود ستارهشناسى تو چونست ؟ گفتم : در عراق كسى از من بدان بيناتر نيست فرمود : چرخش فلك نزد شما چگونه است ؟ من كلاهم را از سرم برداشتم و چرخاندم به من فرمود : اگر چنانست كه تو ميگوئى ، چرا بنات النعش و جدى و فرقدين روزى از روزگار بسوى قبله نميچرخند ؟ گفتم : به خدا اين چيزيست كه من آن را ندانم و از أهل حساب ستارهشناسى هم نشنيدم ، به من فرمود : سكينه چند جزء تابش زهره را دارد ؟ گفتم : به خدا نام اين ستاره را نشنيدم و از كسى نشنيدم نامش را ببرد .
فرمود : سبحان اللَّه ، شما يك ستاره را به كلى از حساب خود انداختيد ، پس روى چه حساب ميكنيد سپس فرمود : تابش زهره چند يك ماه است ، گفتم آن را جز خدا عزّ و جلّ نداند ، فرمود : ماه چند تابش خورشيد را دارد ،
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٥