آن پيغمبر را ( يوشع بن نون ) نامبرده .
بيان : ممكن است مقصود جريان عكس اختران باشد در آن آب و آن آب بجاى زيج بوده براى آنها در استعلام حركات كواكب ، يا خدا نمونههائى براى كواكب آفريده و مطابق آنها در آن آب گردش داده ، يا خود كواكب را كوچك كرده و در آن آب بگردش آورده ، و از اينجا است كه مطالعه نجوم بد است چون حسابش در هم شده و از كواكب و حركات آنها حقيقت كشف مىشود و دروغ ميگويند يا براى آنكه منجرّ به ترك واجبات مىشود .
اين خبر ضعيف است و از عامه روايت شده و بعلاوه اعتراضى هم دارد كه اگر افراد خانهنشين بحسب تقدير خدا و حكم نجوم بايد خارج شوند پس چرا خارج نشدند ، و اگر نه ترك خروجشان بدين سبب بوده ، و اين از مسائل مشكل قضا و قدر است و عقل از فهم آنها عاجز است .
19 - در النجوم ، و اما دلالت نجوم بر حضرت ابراهيم عليه السّلام را صاحب كتاب ( التجمّل ) روايت كرده كه آزر پدر ابراهيم ستارهشناس نمرود بود و او كارى نميكرد جز برأى او ، و او شبى در ستاره ، نظر كرد و در بامداد بنمرود گفت :
البته كه در نجوم چيز شگفتى ديدم ، گفت : چه بود ؟ گفت : نوزادى در زمان ما آيد كه هلاك ما بدست او است ، و درنگى نشود كه مادر به دو آبستن گردد ، نمرود از آن تعجب كرد و گفت : تاكنون زنان به دو باردار نشدند ؟ گفت : نه ، و مردان را از زنان بازداشت ، و زنها را در شهر محصور كرد و دست شوهران به آنها نميرسيد و خود آزر با زنش همبستر شد و بابراهيم آبستن گرديد ، و گمان برد كه هم او باشد و فرستاد قابلهها را آوردند كه در آن زمان داناترين مردم بودند به جنين و هر چه در رحم بود ميفهميدند و بررسى كردند و جنين به پشت چسبيد و همه گفتند ما در شكم او چيزى نيافتيم ، و دانسته بودند كه آن نوزاد در آتش سوخته شود و ندانسته بودند كه خدا او را نجات ميدهد .
ميگويم : اين حديث به چند سند روايت شده و طبرى هم در ج 1 تاريخش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٠