16 - از همان بسندى كه امام پنجم عليه السّلام فرمود : پيغمبرى نوح بوسيله نجوم دانسته شده .
17 - النجوم : در كتاب كهنهاى يافتم از عطاء گفت بعلى بن ابى طالب عليه السّلام گفته شد : آيا براى علم نجوم پايهاى هست ؟ فرمود : آرى ، پيغمبرى بود كه قومش بوى گفتند ما به تو ايمان نياريم تا آغاز آفرينش هر كس و مدت عمر آنها را بما بياموزى ، و خدا عز و جل بابرى فرمود تا بدانها باريد ، و در گرد كوه آبى زلال جمع شد و خدا بخورشيد و ماه و اختران فرمود تا بر آن آب روان شدند .
سپس خدا عز و جل بدان پيغمبر وحى كرد كه با قومش بر كوه بالا روند بالا رفتند و بر سر آن آب ايستادند تا آغاز آفرينش و مدت عمرها را از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز شناختند و هر كدامشان ميدانست كى ميميرد و كى بيمار مىشود ، و چه فرزندى برايش زاده مىشود و چه زاده نميشود ، و روزگارانى بدين وضع بودند تا به حضرت داود كافر شدند و با آنها جنگيد ، و در هر روز نبرد كسانى كه عمرشان بسر نرسيده بود بميدان مىآمدند و آنان كه عمرشان بسر رسيده بود در خانه جا ميگذاشتند ، و از ياران داود كشته ميشد و از آنها كشته نميشد .
داود عليه السّلام گفت : پروردگارا من بفرمان تو به آنها پيكار كنم ، و آنها بنافرمانى تو پيكار كنند ، از يارانم كشته مىشود و از آنها كسى كشته نميشود ، خداى عز و جل جريان را به او وحى كرد و فرمود : هر كه مرگش رسيده بميدان نمىآورند تا كشته شود ، داود عليه السّلام گفت : خدايا بچه وسيله بدانها آموختى ؟ فرمود : از مجارى خورشيد و ماه و اختران و ساعات شب و روز گفت : داود بدرگاه خدا دعا كرد تا خورشيد را بر آنها بازداشت و روزشان بلند شد ، و شب و روزشان در هم آميخت و اندازه فزونى را ندانستند ، و حسابشان در هم شد ، على عليه السّلام فرمود : از اين رو است كه بد است مطالعه در نجوم .
18 - در درّ منثور ( ج 3 ص 35 ) اين روايت را از على عليه السّلام نقل كرده و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٩