او را با امام عليه السّلام چنانچه گذشت با اختلافاتى نقل كرده است ) و در پايان افزوده كه آن دهقان كلمه شهادتين به زبان آورد . و گفت : اى آقايم ، آنكه به ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد فهمانيده هم اينها را به تو فهمانيده ، او است خدا كه مشار إليه است ، و پس از معاينه حقيقت اثر آن را نجويند ، دست به من بده و من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا يگانه ، بىشريك ، و باينكه محمّد بنده و رسول او است ، و باينكه تو امام و وصى مفترض الطاعه هستى .
بيان : بيشتر پرسشها كه در اين روايت آمده بر فرض درستى و ضبط آنها بر پايه اصطلاحات مخصوصه بائمه عليه السّلام است كه براى معجزه و بيان نادانى طرف ذكر كرده تا بداند كه بدان چه در اين علم لازم است احاطه ندارد « چه اندازه است سپيده دم تا بامداد » بسا مقصود زمان ميان سپيده دم تا برآمدن خورشيد است كه در فصول سال كم و زياد مىشود « شيح » گياه معروفى است و بسا در اينجا مقصود دشتى است كه جاى روئيدن آنست « عموريه » آب تعميد مسيحيانست كه نوزادان خود را با آن ميشويند ( ولى آن را معموديه ميخوانند و عموريه براء شهرى بوده در روم ، از پاورقى ص 234 ) .
« و لم ارك غير التقدير » يعنى تغييرات ناشيه از تقديرات خدا تعالى و در نسخهاى « عين التقدير » است يعنى اصل و پايه تقديرات « قضية عيص » يعنى يك مسأله اساسى و دشوار و در برخى نسخ ( عويصه ) آمده بمعنى دشوار ، عموريه با تشديد ميم ، شهريست در روم ، شايد مقصود از عبّ آب بسيار است و از عتوّ او طغيان و كثرت او ، و « مراجيح » بردبارانند و زرّق بر وزن سكّر پرنده شكاريست « فيله » جمع فيل است . . .
ميگويم : در نسخه هر دو خبر كه نزد ما است تصحيف بسياريست كه آنها را چنانچه يافتيم واگذارديم .
15 - در النجوم : به چند سند از يونس بن عبد الرحمن در جامع صغير او گويد :
به امام ششم عليه السّلام گفتم : قربانت به من بگو علم نجوم چيست ؟ گفت از دانش پيغمبرانست گفتم : على بن ابى طالب آن را ميدانست ؟ فرمود : داناترين مردم بود به آن .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٨